پنجمین مراسم تجلیل از دانشآموختگان مدرسه دارالقرآن سراوان شامگاه جمعه ۲۷ فروردین ۱۳۹۵ (۷ رجب ۱۴۳۷)، در جنب این مدرسه برگزار شد.
به گزارش سنت آنلاین، این همایش با تلاوت استاد ضیاء الرحمن صحت آغاز شد و در ادامه همراه بود با سخنرانیهای جناب مفتی محمد قاسم قاسمی، مولانا محمد عثمان قلندرزهی، مولانا بهزاد فقهی، آقای درازهی منتخب سراوانِ بزرگ در مجلس دهم، اجرای سرود توسط مولانا فضل الله رییسی و شمس الدین سرودی و عرض خیر مقدم توسط مولانا اسحاق سپاهی.
در این همایش از ۱۸ حافظ کلام الله مجید و ۱۷ خواهر فاضله تجلیل شد و با دعاهای مولانا قاسمی به کار خود پایان داد.
آنچه در ذیل میآید گزیدهایست از سخنرانیهای این مراسم:
مولانا بهزاد فقهی
مولانا بهزاد فقهی از دعوتگران خراسان رضوی، امت پیامبر اسلام را، امت رسالت و رحمت بر تمام ملل دانسته و گفت: امت اسلام آمده تا درس حیات و زندگی را به قیصرها و کسریها بیاموزد.
ایشان در فرازی از سخنانش خاطر نشان کردند: چیزهایی (بمب اتم و سلاحهای دیگر) را که باطل رمز موفقیت میداند این امت آنها را رمز موفقیت نمیداند، لذا در زمانی که پیامبر و صحابه برای ضربه زدن اقتصادی بر کاروان مشرکین مکه نیت حمله کردند آمادگی و تاکتیک جنگی نداشتند در حالی که کفار مکه کاملاً آمادگی نموده و برای جنگ با مسلمانان با شعار ریا و کبر به راه افتادند، لیکن پشتوانهی مسلمانان اعتماد بر خداوند و نماز و گریههای شبانه در پیشگاه الله تعالی بود همین سبب شد تا فرشتگان گروه گروه برای نصرت مسلمانان تشریف بیاوند.
وی در آخر سخنانش بر اصلاح و خود سازی تاکید کرد و گفت: اگر ما خود را تغییر بدهیم خداوند در جهان تغییر به وجود میآورد، همانطور که در مدینه انسانها آن زمان خود را تغییر دادند چشم تمام ابر قدرتهای جهان مثل کسری و قیصر به مدینه بود که چه تصمیمی گرفته میشود و آرامش آنها از بین رفته بود در حالی که در مدینه بمب اتم وجود نداشت بلکه قرآن و سنت بود.
مولانا مفتی محمد قاسم قاسمی
مولانا محمد قاسم قاسمی مدیر بخشهای تخصصی دارالعلوم زاهدان، در سخنانش صفات مومنان را برشمرد و گفت: الله تعالی صفت مومنان را در قرآن اینگونه بیان می فرماید: دلهایشان در برابر عظمت الله متعال بیمناک میشود و نشان دوم مومن این است وقتیکه آیات قرآن بر آنان تلاوت میشود ایمانشان افزوده میشود و سومین نشان مومن این است که بر الله توکل میکند.
استاد برجسته دارالعلوم زاهدان در فرازی از سخنانش گفت: کسی که بر الله بهطور کامل توکل کند ازنعمت و فضل الله و حفاظت از هر بدی و رضوان الله بهره میبرد. وقتی که به اصحاب خبر رسید که دشمن در کمین است و میخواهد شما را از بین ببرد در جواب گفتند ما را الله را کافی است.
ایشان در ادامه به سه امر خطرناک و ایمانزدا اشاره کرد و گفت: به خاطر پست و مقام الله را ناراض نکنید و اگر به قوم و مال تکیه کنیم ضعیف هستیم؛ اما اگر به الله تکیه کنیم قوی هستیم.
مفتی قاسمی در آخر سخنانش به مسؤولیت شناسی روی آورد و گفت: در دین اسلام زندگی بدون مسولیت معنا ندارد همگی باید مسول باشیم.
محمد باسط درازهی
جناب آقای محمد باسط درازهی ضمن عرض خیر مقدم و تشکر از میزبانان به جریان انتخابات اشاره کرد و گفت: در ۷ اسفند رقابت با دوستان به پایان رسید و الآن دوران رفاقت است و ما باید در کنار هم قرار گیریم، موقعیت این را میطلبد که ما با هم متحد بشویم و به تفرقه روی نیاوریم.
مولانا محمد عثمان قلندرزهی
مولانا قلندرزهی در سخنانش به شرایط سخت رسالت اشاره کرد و گفت: وظیفه پیامبر اسلام از دیگر پیامبران سنگینتر شده بود؛ چون بعثت پیامبر اسلام جهانی و زمانش نامحدود بود و بعثت پیامبران قبلی قومی بود و زمان آنها هم محدود بود.
مدیر مدرسهی مدینه العلوم خاش اظهار داشت: مشرکین گذشته بت عیسىٰ، عزیر، ماه و خورشید را ساخته بودند و میگفتند خدا در آنها حلول میکند؛ لذا آن را پرستش میکردند در حالیکه تمامی انواع سجود مختص خداوند متعال هستند.
ایشان در آخر با دلایل قرآنی، حدیثی و عقلی علم غیب را از پیامبران نفی نمودند و علم غیب را مختص خداوند متعال دانست.
منبع .سنت انلاین
برچسب:
نویسنده: شهرایی
به گزارش “سنت آنلاین” به نقل از منابع عربی، دکتر محمدایوب که از مشهورترین قاریان قرآن کریم می باشد، صبح امروز ۲۸ فروردین ۱۳۹۵، پس از ادای نماز صبح درگذشت.
شیخ دکتر محمد ایوب فرزند محمد یوسف بن سلیمان عمر در سال ۱۳۷۲ هجری در شهر مکه مکرمه دیده به جهان گشود و در همان جا رشد یافت و تحصیلات نخست خویش را فرا گرفت. ایشان در سال ۱۳۸۵ موفق به حفظ قرآن کریم بر دست شیخ خلیل بن عبدالرحمن قارئ در مسجد بن لادن شد و تحصیلات ابتدایی را در سال ۱۳۸۶ به پایان رساند و سپس به مدینه منوره منتقل شد و دوره راهنمایی و متوسطه را در آن جا در سال ۱۳۹۲ به پایان رساند.
برای گذراندن تحصیلات دانشگاهی، وارد دانشگاه اسلامی مدینه منوره شد و مقطع لیسانس را در سال ۱۳۹۶ به پایان رساند و مقطع کارشناسی ارشد را در رشته تفسیر و علوم قرآن با موفق گذراند و در سال ۱۴۰۸ با ارائه پایان نامه: ((مرویات سعید بن جبیر فی التفسیر، از ابتدای سوره یونس تا آخر قرآن)) موفق به دریافت دانشنامه دکتری شد.
ایشان در کنار تحصیلات دانشگاهی، از محضر بسیاری از علمای مدینه منوره استفاده برد و از اساتید وی، می توان علمای زیر را برشمرد: شیخ عبدالعزیز محمد عثمان، شیخ محمد سید طنطاوی، شیخ اکرم ضیاء عمری، شیخ محمد امین شنقیطی، شیخ عبدالمحسن العباد، شیخ عبدالله محمد غنیمان و شیخ ابوبکر الجزائری.
دکتر محمد ایوب پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی، به عضویت هیأت علمی قسم تفسیر دانشگاه اسلامی مدینه منوره درآمد و افزون بر کارهای دانشگاهی، عضو کمیته علمی مجمع ملک فهد برای چاپ قرآن کریم نیز بود و هم چنین امامت و سخنرانی در برخی از مساجد مدینه منوره را برعهده داشت که برخی از آن ها به شرح ذیل است:
همکار امام مسجد النبی برای نماز تراویح و نماز تهجد از سال ۱۴۱۰ تا ۱۴۱۷ هجری.
امام نمازهای تراویح و تهجد در مسجد قباء.
امام مسجد عنابیه از سال ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۳ هجری.
امام مسجد عبدالله حسینی از ۱۴۰۳ به مدت ۲۳ سال.
خطیب مسجد احمد بن حنبل در حره شرقی.
از رمضان سال ۱۴۳۶ به دستور ملک سلمان، مجددا برای امامت مسجد النبی برگشت.
دکتر محمد ایوب اجازه قرائت قرآن به روایت حفص را از شیخ قاریان مدینه حسن بن ابراهیم شاعر و شیخ احمد بن عبدالعزیز الزیات و شیخ خلیل بن عبدالرحمن قارئ دریافت داشت.
منبع سنت انلاین
برچسب:
نویسنده: شهرایی
قدیمی ترین نسخه ی قرآن که در «کتابخانه بریتانیا» موجود است و قدمت آن به قرن ۸ میلادی باز می گردد، هم اکنون بطور کامل دیجیتالی شده است و روی وبسایت این کتابخانه عظیم قرار گرفته است. این نسخه که از کهن ترین نسخه های موجود قرآن در حال حاضر است، شامل ۱۲۱ برگ می شود که حدود دو-سوم از متن کامل قرآن را در بر می گیرد و یکی از بزرگترین قطعات موجود از قرآن است که به خط نخستین «مائل» نگاشته شده است.
آنچنان که در یکی از صفحات سفید انتهای این نسخه ذکر شده است، موزه بریتانیا این نسخه را در سال ۱۸۷۹ از یک کشیش مسیحی به نام «گرویل جان چستر» (۱۸۳۰-۱۸۹۲) خریداری کرده است. «چستر» کشیشی مأمور از سوی کلیسا بود که به باستان شناسی، مصر شناسی، و تاریخ طبیعی علاقه مند بود و سفرهای متعددی به مصر و خاور نزدیک داشت، و از آنجا اشیا و نسخه هایی را جمع آوری کرد که اکنون در مجموعه های موسسات فرهنگی و کتابخانه ای بریتانیا نگهداری می شود. احتمال فراوان می رود که این قرآن در مصر به دست او رسیده باشد.
این نسخه از قرآن، شامل سه مجموعه از برگ های متصل به هم از آن قرآن اصطلاحا «مائل» است (سوره ۷:۴۰ تا سوره ۹:۹۶؛ سوره ۱۰:۹ تا سوره ۳۹-۴۸؛ سوره ۴۰:۶۳ تا سوره ۴۳:۷۱). قدمت آن به احتمال زیاد به قرن ۸ میلادی باز می گردد، و تا جایی که بررسی ها نشان می دهد، در منطقه حجاز در شبه جزیره عرب کتابت شده است.
کلمه عربی «مائل» (که شهرت خطاطی این قرآن است) به معنای شیب دار است و به سبک شیب دار آن اشاره دارد. مشخصه اصلی خط «مائل» این است که حروف در آن به سمت راست اریب هستند.
در نسخه های نخستین قرآن، نمادهای مصوت به چشم نمی خورند، و این سبک نخستین از کتابت قرآن بخاطر فقدان علائم مشخصه ی تلفظی نیز مشهور است. شماره گذاری آیات نیز هنوز در آن زمان مرسوم نبوده است؛ پایان هر آیه با شش خط تیره کوچک در دو دسته سه تایی مشخص می شده است. آغاز سوره ها با جوهر قرمز و پس از کتابت آیات مشخص شده است. دایره های قرمز رنگ به همراه نقطه های قرمز رنگ نیز پس از پایان کتابت و برای مشخص ساختن پایان هر ۱۰ آیه افزوده شده است.شش خط تیره نشانگر پایان آیه است.شش خط تیره نشانگر پایان آیه است.
این متن همچون تمام نسخه های نخستین قرآن بر روی کاغذ پوست گوساله نگاشته شده است و بصورت یک مصحف درآمده است.
منبع: شفقنا
نوگرا
برچسب:
نویسنده: شهرایی
حضرت شیخ الحدیث مولانا محمّد یوسف حسین پور در رأس هیئتی، ظهر روز یکشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۵ به شهرستان خاش سفر کردند تا به بازماندگان معلم فداکار تسلیت گفته و از دیگر همکار ایشان عیادت نمایند.
ایشان ابتدا به روستای ”گزو“ رفتند تا تسلی خاطر خانوادهی معلم فداکار، شهید ”حمیدرضا گنگوزهی“ را فراهم آورند.
مولانا حسین پور ضمن حضور در منزل بازماندگان آن شهید، و قرائت فاتحه به روح وی، به بازماندگان او تسلیت عرض نمودند و طی سخنانی کوتاه هفت قسم شهید را طبق حدیث صحیح بخاری برشمردند که یکی از شهداء کسی است که بر اثر سقوط دیوار وفات کند.
مدیر عین العلوم گشت افزودند: شهادت مقام بس رفیعی است که خداوند آن را نصیب هر کس نمیگرداند و این معلم توانست به این مقام دست یابد. دعای من برای فرزندان آن مرحوم این است که خداوند علم دین و دنیا را به آنان عطا کند.
بعد از خداحافظی با خانوادهی شهید پرور این معلم، به روستای همجوار رفته و از دیگر معلم فداکار، ”عبدالرئوف شهنوازی“ عیادت نمودند. شیخ الحدیث مولانا حسین پور در این دیدار خطاب به آقای شهنوازی گفتند: با توجه به اینکه خداوند متعال شما را در این حادثه نجات داد، باید شکرانهی آن را به جا آورید و شکرانهی آن این است که بیش از پیش به تعلیم و تربیت دانش آموزان توجه کرده شود.
ایشان بعد از دعای شفا برای آقای شهنوازی و خداحافظی با ایشان، رهسپار گوهرکوه گردیدند تا در مراسم دانشآموختگی مدرسه مفتاح العلوم گوهرکوه شرکت کنند.
منبع . سنت انلاین
برچسب:
نویسنده: شهرایی
قهرمان ملی رشتهی وشو، عبدالله حسین بر، طی مراسمی رسمی عصر روز شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۵، جهت همدردی و تحسین از خانواده معلم فداکار، شهید حمیدرضا گنگوزهی، مدال طلای اوراسیای بین قارهای خویش را بر گردن نخستین مربی این معلم فداکار؛ پدرش آویخت تا در این عمل همدردی، خویشاوندی و فرهنگ شهادت و ایثار را ماندگارتر نماید.
به گزارش سنت آنلاین، این مراسم که در زادگاه این معلم فداکار، با حضور علما، معتمدین و مسؤولین شهرستانهای خاش، سراوان، سیب و سوران و مهرستان برگزار گردید، با تقدیر و تشکر و جایگاه شهید و شهادت توسط مولوی یعقوب حسین بر، رابط نهاد مقام معظم رهبری در شهرستان خاش آغاز و با اهدای لوح و مدال همراه با تشکر جانگداز و پر محتوای استاد درازهی، شاعری از خطهی سر افراز کَنْت شهرستان سیب و سوران همراه شد.
در این مراسم همچنین از دیگر قهرمان این خطه، آقای عبدالرئوف شهنوازی نیز تحسین شد و با اقامه نماز مغرب توسط حافظ رحمت الله حسین بر از اساتید عین العلوم گشت پایان یافت.
گفتنی است تیرهی گنگوزهی یکی از تیرههای طایفهی بزرگ ریگی است که نتوزهی و حسین بر از دیگر تیرههای آن میباشند.
منبع سنت انلاین
برچسب:
نویسنده: شهرایی
نویسنده : استاد شیخ محمود شلتوت[۱] / مترجم: سید عدنان فلاحی
-آراء علما پیرامون اجماع
چیزی را به مانند این اصلی که آن را «اجماع» نامیدهاند سراغ ندارم که به عنوان اصلی از اصول تشریع اسلام، در میان مردم مشهور گردد و لکن این چنین، نظرهای مختلف دربارهی آن مطرح شده باشد و مذاهب از جمیع جهات مربوط به این اصل، در آن اختلاف کرده باشند. مذاهب در مورد حقیقت اجماع، اختلاف دارند:
گروهی از آنان میگویند: «اجماع به معنای اتفاق تمام مجتهدین امت محمد – صلی الله علیه و سلم – بر سر حکمی شرعی است که این اتفاق، در یک دورهی زمانی رخ میدهد»
گروهی دیگر میگویند: «منظور، اتفاق اکثر مجتهدین است و بس» (یعنی اتفاق همهی آنها لازم نیست).
عدهای نیز میگویند: «اتفاق دسته معینی میباشد و اتفاق غیر اینان، اجماع به شمار نمیآید» صاحبان این نظر، در اینکه این گروه معین چه کسانی هستند، اختلاف دارند. گفته شده اینان صحابهاند، و گفته شده: اهل مدینه، اهل بیت، ابوبکر و عمر، ائمهی اربعه و …الخ
اما کسانی که رأی به اتفاق تمام مجتهدین دادهاند، خودشان دچار اختلاف هستند:
آیا وقوع اجماع – در این معنا – ممکن و قابل تصور است؟ یا به این علت که اجتهاد، مقیاس مشخص و مورد اتفاقی بین علما ندارد و همچنین مجتهدین در یک شهر یا کشور واحد محصور نیستند، وقوع اجماع ناممکن میباشد؟
ایضاً، کسانی که رأی به مکان و تصور وقوع اجماع دادهاند، اختلاف کردهاند:
آیا شناخت و اطلاع از اجماع، ممکن است یا خیر؟ و از جملهی کسانی که، نفی اطلاع از اجماع از او نقل شده امام احمد حنبل – رضی الله عنه – است چرا که در یکی از دو روایت نقل شده از او، میگوید: «هر کس ادعای وجود اجماع نماید، دروغگوست.»
کسانی که رأی به امکان شناخت و حصول اطلاع بر اجماع دادهاند نیز، دچار اختلاف هستند:
آیا اجماع، حجتی شرعیست و عمل به آن، بر تمام مسلمانان واجب است یا اینکه حجتی شرعی نبوده و بنابراین عمل به آن واجب نمیباشد؟
کسانی که میگویند اجماع، حجتی شرعیست، خودشان دچار اختلاف هستند:
آیا حجیت اجماع توسط دلیلی قطعی ثابت شده که منکرش کافر شود یا اینکه توسط دلیلی ظنی ثابت شده و بنابراین منکر اجماع کافر نیست؟ و آیا دربارهی وجوب عمل به اجماع، شرط شده که خبر این اجماع از طریق متواتر به ما برسد یا اینکه نفس رسیدن خبر آن به ما کافیست ولو اینکه به وسیلهی اخبار آحاد باشد؟ و آیا شرط شده که متفقین بر این اجماع، به تعداد تواتر برسند یا اینکه چنین چیزی شرط نشده است؟ و آیا شرط شده که تمام متفقین شفاهاً یا کتباً بر اجماع خود تصریح نمایند یا اینکه چنین شرطی وجود ندارد و تصریح تعدادی از آنان و سماع بقیه توأم با سکوتشان، کافیست؟ …
و چنان که علما دربارهی حقیقت و حجیت اجماع اختلاف کردهاند، پیرامون احکام داخل در اجماع نیز، دچار اختلاف شدهاند:
عدهای میگویند: اجماع در علمیات (مباحث عقاید) و عملیات (مباحث فروع) توأماً حجت است.
بعضی دیگر میگویند: اجماع، فقط در عملیات حجیت دارد.
و از مطالب فوق، روشن شد که فی نفسه (اثبات) خود حجیت اجماع بر مبنای دلیلی قطعی، نامعلوم است چه برسد به اینکه حکمی مشخصاً با دلیل قطعی به وسیلهی اجماعِ صرف به اثبات برسد و منکر این حکم کافر شود.
-شیوع ادعای اجماع دربارهی مسائل مورد اختلاف
باشد که اختلافات این چنینی علما دربارهی اجماع، پدیدهای شایع در کتب مردمان را روشن نماید و آن پدیده، مهر اجماع زدن بر بسیاری از مسائلی است که ثابت شده حکم این مسائل، محل اختلاف بین علماست. و این پدیده به این خاطر رخ میدهد که هر کسی که در مسألهای اختلافی، ادعای اجماع میکند، در واقع این ادعای خود را براساس چیزی بنا کرده که خودش یا امامش یا گروهی که از لحاظ فکری به آنها تعلق دارد از معنای اجماع و هر آنچه برای تحقق اجماع کافیست، فهمیدهاند.
با وجود روشن شدن علت چنین پدیدهای، بسیاری متأخرین از این پدیده تأثیر پذیرفته و در برابرش تسلیم شدهاند. آنها به منظور تأیید نظرهایشان در مسائل خلافی، آن را بسط دادند: مثلاً در علم فروع: اینان دربارهی الزامآور بودن سه طلاق در یک لفظ ادعای اجماع میکنند، دربارهی حرمت گوشت اسب ادعای اجماع میکنند، دربارهی حلیت گوشت سوسمار ادعای اجماع میکنند و … همچنین در حوزهی علم اصول: دربارهی عمل به خبر واحد ادعای اجماع میکنند[۲]، دربارهی برتری دادن اجماع بر نص – به هنگام تعارض این دو – ادعای اجماع میکنند، دربارهی عمل به قیاس ادعای اجماع میکنند. در علم کلام: اینان دربارهی رؤیت خداوند با چشم سر (در قیامت)، ادعای اجماع میکنند[۳]، دربارهی ظهور مهدی و دجال و نزول عیسی ادعای اجماع میکنند. و به همین ترتیب سایر مسائل علمی و عملیای که وجود اختلاف دربارهی آن ثابت شده است و (بنابراین) محل قطع و اجماع نمیباشند.
آنان میتوانستند این اختلافات را با ادعای اجماع فرقهای و مذهبی، مقید کنند (محدود نمایند) و لکن قصد داشتند که واژه اجماع را بر این موارد اختلافی اطلاق کنند تا با این کار، بر اندیشه مخالف، لوازمی را مترتب سازند که در میان عوامالناس شایع است:
مخالفت با مسیر مؤمنین، مشاقه الله و رسولش، خرق اتفاق امت… و سایر عباراتی که شخص مسلمان از (اطلاق) آنها (بر خودش) پرهیز میکند و هراس دارد که نزد عوام الناس با چنین تعبیراتی شناخته شود و چه بسیار مشاهده میکنیم که به دنبال ادعای اجماع، این عبارات را میآورند؛ «به مخالفت شیعه و خوارج اهمیتی داده نمیشود»، «به مخالفت معتزله و جهمیه، اهمیتی داده نمیشود» و عباراتی شبیه به این، که با این عبارات مخالفانِ (این اجماع مبهم) را میترسانند و به همین خاطر بسیاری علما – با حالت خودداری از (لطمه به) شهرت دینیشان – از اظهار نظر در بسیاری از مسائلی که محل اختلاف میباشد امتناع کردند و این چنین، علم متوقف ماند و عقول از لذت بحث و نظر، محروم شدند و این شیوع ادعای اجماع، بین امت حائل شد و سودی به حیات عملی و علمی آن نرساند.
ابن حزم، دربارهی نظیر چنین کسانی که در مواضع اختلاف، ادعای اجماع میکنند، میگوید:
«در فساد چنین پدیدهای همین بس که ما اینان را میبینیم که در بسیاری از مسائلشان که ذکر نمودهاند، ادعای اجماع نکردند و فقط به هنگام اضطرار حجت و براهین بر لزوم ترک نظرهای فاسدشان – با حالت عناد و شرافروزی – به سوی نامیدن نظرهای خود با وصف اجماع، مایل شدند.»[۴]
-اجماع از نگاه محققین
متخصصین علماء، از حقیقت اجماعی که از اختلاف فاصله گرفته و حجتی الزامآور برای همگان است، پرده برداشتهاند.
شافعی میگوید: «لست أقول و لا أحدٌ من أهل العلم: هذا مجتمعٌ علیه، إلا لما تلقی عالماً أبداً إلا قاله لک وحکاهُ عن من قبله، کالظهرُ أربعٌ، و کتحریمِ الخمر، و ما أشبه هذا:
نه من و نه احدی از اهل علم نمیگوییم: فلان حکم مورد اجماع است؛ مگر در مورد حکمی که هر عالمی را پیدا کنی همان حکم را برای تو بگوید و ایضاً همان حکم را از پیشینیان نقل نماید مانند: چهار رکعت بودن نماز ظهر، حرمت خمر و چیزهایی شبیه به این»[۵]
و ابن حزم میگوید:
«ویژگی (حکم مورد) اجماع چنین است که به یقین دانسته شود هیچ اختلافی بین احدی از علمای مسلمان دربارهی آن وجود ندارد و یقین ما به اطلاع از این عدم اختلاف، به همان صورتی باشد که اخباری را میدانیم که هیچ شکی در آنها رسوخ نمیکند مانند: مسلمانان از حجاز خارج شدند و عراق و خراسان و مصر و شام را فتح کردند، بنی امیه مدتی طولانی حکومت کردند سپس بنی عباس حکومت نمودند، نبرد صفین و حرّه رخ داده است… و سایر مواردی که به یقین و ضرورت معلوم است».[۶]
پوشیده نیست که فحوای آنچه شافعی و ابن حزم، بیان کردهاند این است که اجماع وجود ندارد مگر در مواردی که بالضروره جزء دین هستند و راه علم به آنها، فقط تواتریست که مفید قطعیت و برطرف کنندهی شک باشد. پس این همان اجماعی میباشد که حجت را تمام میکند و صحیح نیست مورد مخالفت قرار بگیرد و شکی نیست که عمل به چنین اجماعی، در واقع عمل به خود اجماع بماهو نیست، بلکه عمل به چیزی است که جمعی از جمع دیگری دریافت کردهاند. در حالی که هیچ شبههای در ثبوت آن از جانب صاحب شرع وجود ندارد و اجماع در چنین موارد متواتری، چیزی نیست جز اثری از آثار ثبوت بر اساس وجه تواتر، بنابراین اجماع به خودی خود، نه مصدری برای چنین احکامی و نه دلیلی در ثبوت آنهاست و از اینجاست که علما مقرر کردند منکر حجیت اجماع کافر نیست و در همین حال، بر کسی که حکم مورد اتفاق همهی مسلمانان را انکار کرده، حکم کفر زدند.
بعضی از پژوهشگران، معتقدند اجماعی که به آن ارجاع داده میشود و در صدر اسلام به هنگام عدم وجود نص، بر زبان جاری میشد با معنای این اجماعی که اصولیون مطرح کردهاند و به عنوان حجتی شرعی در بین مردم شایع شده، تفاوت دارد.
عصور تقلید به منظور بستن باب اجتهاد و عصور تعصب به منظور راندن مخالفان با تضلیل و تفسیق و اتهام خروج از راه مؤمنان، بر این اجماع مصطلح تکیه کردند.[۷]
به موضوع مورد بحث بازگشته و میگوییم: کسانی که معتقد به حجیت اجماع هستند بر سر چیزی که (به واسطهی اجماع محض) مورد احتجاج قرار بگیرد، اتفاق نکردهاند به جز در مورد احکام شرعی عملی، اما دربارهی امور حسی مستقل، مثل اشراط الساعه و امور آخرت، گفتهاند:
«اجماع بر سر این مسائل – بماهو اجماع – معتبر نیست چرا که اجماعکنندگان، علم غیب نمیدانند بلکه از این حیث که این اخبار، منقول از کسی است که خداوند او را بر غیب آگاهی داده، معتبر میباشد؛ و این موضوع به اخبارات (آحاد یا متواتر) برمیگردد و حکمش را از آن جا میگیرد، و موارد مخصوص به امت محمد – صلی الله علیه و سلم – داخل در اجماع نیستند چرا که مجال اجتهاد در امر حسی مربوط به آینده، وجود ندارد و اگر نصی دربارهی آن موجود باشد، چنین اموری به واسطهی آن نص، ثابت میشود و نیازی به اجماع هم نیست؛ و اگر نصی در این باره موجود نباشد هیچ راهی به اجتهاد دربارهی این امور وجود ندارد».[۸]
و بر همین اساس، تمام اخباری که از اشراط الساعه و از جمله نزول عیسی، سخن میگویند، به مبدأ قطعی و ظنی در بحث ورود و دلالتشان، واگذار میشوند و بیان این مورد، در بحث «السنه و ثبوت العقیده» گذشت.[۹]
———————————–
منبع : دانشنامه اجماع در اصول فقه / مؤلف: علی عبدالرزاق / مترجم: سید عدنان فلاحی / ناشر: نشر احسان، ۱۳۹۴
[۱] ترجمهی بخشی از فصل اول کتاب الاسلام عقیده و شریعه با عنوان «الاجماع و ثبوت العقیده» (صص۶۵-۶۹) – مترجم[۲] بر اساس آنچه اصولیون متقدم متذکر شدهاند، دربارهی عمل به خبر واحد هیچ اجماعی در بین مسلمانان وجود ندارد و عدهای مطلقاً وجوب عمل به آن را نپذیرفتهاند. برای مثال ر. ک. البرهان فی اصول الفقه ۱/ ۲۲۸، ۲۲۹، اصول البزدوی و شرح آن۲/ ۳۷۰، ارشاد الفحول شوکانی۱/۱۳۵ و … عدهای نیز برای عمل به خبر واحد، شرایط خاصی را قائل شدهاند. مثلاً بعضی علمای معتزله وجود حداقل دو راوی در هر طبقه را شرط کردهاند (ر.ک: اللمع فی اصول الفقه ص۷۳) حنفیها خبر واحدی که به عمومیت بلوی بینجامد را رد کردهاند (ر.ک: اللمع فی اصول الفقه ص۷۳) از همین رو، آنها احادیث مربوط به نقض وضو به واسطهی لمس عورت، بالا بردن دستها به وقت رکوع و … را قبول نکردهاند (ر.ک: الاحکام آمدی۳/۱۱۲) همچنین مالکی۲ها و حنفیها خبر واحد ومخالف قیاس را نمیپذیرند (ر.ک:اللمع فی اصول الفقه صص۷۳، ۷۴٫ ایضاً برای مطالعهی تفصیلی درباره شروط حنفیه و مالکیه دربارهی قبول خبر واحد ر.ک: اصول الفقه فی نسیجه الجدید صص۴۴-۵۱) این در حالی است که شافعیان، حنبلیان و ظاهریه، به جز صحت سند و اتصال آن به نبی علیه السلام، مورد دیگری را برای عمل به خبر واحد شرط نکردهاند (ر.ک: اصول الفقه فی نسیجه الجدید صص۵۱، ۵۳) – مترجم[۳] تمامی مسلمانان و نمازگزاران معتزله، خوارج، گروههای از مرجئه و تعدادی از زیدیه، منکر رؤیت خداوند با چشم سر هستند (ر.ک: مقالات الإسلامیین و اختلاف المصلین۱/۱۷۲) ایضاً مفسران بزرگی چون طبری و دیگران، این نظر را از کبار مفسران عهد تابعین امام مجاهد بن جبر (۱۰۴ه) ثابت میدانند(ر.ک: تفسیر الطبری۲۴/۷۲، ۷۳ و تفسیر الماوردی۶/۱۵۶) و … طبری و دیگران همین نظر را از صحابی عبدالله بن عمر نیز نقل میکنند(ر.ک: تفسیر الطبری۲۴/۷۳ و تفسیر الماوردی۶/۱۵۶) ایضاً این نظر از عکرمه مولی ابن عباس نیز نقل شده است(ر.ک: تفسیر الماوردی۶/۱۵۷) – مترجم[۴] مراتب الإجماع (صص۱۴،۱۵)[۵] الرساله (ص۵۳۴)[۶] مراتب الاجماع (ص۱۶)[۷] به آنچه صاحب تفسیر المنار در جلد پنجم، ذیل تفسیر آیه : «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» سوره نساء/۵۹ مکتوب کرده، مراجعه شود.[۸] التحریر[۹] در فصل سوم کتاب (الاسلام عقیده و شریعه): مصادر الشریعه. (توضیح مترجم: خلاصه نظر استاد شلتوت دربارهی ثبوت عقیده به وسیلهی سنت، چنین است:«نصوص علما اعم از متکلمین و اصولیون بر این امر متفقند که خبر واحد، مفید یقین نبوده و عقیده به واسطهی آن ثابت نمیشود و محققین علما را مییابیم که معتقدند این (عدم افادهی اخبار آحاد در عقاید) امری ضروری و قطعیست و احدی را نسزد که در این موضوع مناقشه نماید» الاسلام عقیده و شریعه ص ۵۹، ۶۰٫ایضاً: «همانا عقیده، به واسطهی حدیث ثابت نمیشود چرا که عقیده چیزی است که ایمان به آن، طلب میشود و معنای ایمان، یقین جازم است.. و شروط متواتر در احادیث وجود ندارد بنابراین طبیعتشان جز افاده ظن نمیباشد و ظن هم، نمیتواند عقیده را ثابت نماید» الاسلام عقیده و شریعه ص ۵۰۴)
منبع .نوگرا
برچسب:
نویسنده: شهرایی
همایش دانش آموختگی مدرسه مفتاح العلوم گوهرکوه خاش، عصر روز یکشنبه (۲۲ فروردین ۱۳۹۵) در مسجد جامع قبای گوهرکوه شروع شد و تا پاسی از شب ادامه یافت.
به گزارش سنت آنلاین، در این مراسم شخصیاتی همچون شیخ الحدیث مولانا محمد یوسف حسین پور، شیخ الإسلام مولانا عبدالحمید، مولانا دین محمّد درکانی، مولانا محمد حسین گرگیچ، مولانا محمد عثمان قلندرزهی، مولانا عبیدالله افروخته، مهندس چاکرزهی فرماندار شهرستان خاش، بخشدار نوک آباد، آقایان محمد باسط درازهی و علی کرد منتخبان مردم سراوان و خاش در مجلس دهم و دیگر علما، مسؤولین و گروههای مختلف مردمی حضور داشتند.
اوّلین سخنران این مراسم، مولانا عبیدالله افروخته، استاد حدیث منبع العلوم کوهون، بود که ابتدا ماه رجب را ماه به ثمر نشستن مدارس دینی و برگزاری چنین جلساتی را روحافزا دانست و گفت: همانگونه که بدن انسان نیاز به غذا دارد تا اعضا کار کنند، روح انسان نیز نیاز به غذای معنوی دارد و غذاهای معنوی، تلاوت قرآن، نماز و روزه هستند.
مولانا عبیدالله افزود: انسان باید در طول عمر به خودسازی بپردازد، اما اگر به این مهم توجه نکند، عمرش به هدر رفته است.
مولانا افروخته خاطرنشان کرد: دو مرض سرطانی ”حب مال“ و ”حب جاه“ سبب هلاکت انسان میشوند، و همهی قتل و غارتهایی که در دنیا اتفاق میافتد بر اثر حب جاهاند و حکومتها برای نگه داشتن حکومتشان دست به هر جنایتی میزنند که این گونه انسانها با حیوانات هیچ فرقی ندارند.
بخش دیگر این مراسم بعد از نماز مغرب با قرائت قاری عبدالباسط توتازهی پی گرفته شد، سپس گروه سرود محبان صحابه از مدرسه مفتاح العلوم به اجرای سرود زیبایی به زبان بلوچی در ”مدح صحابه“ پرداخت.
همچنین مولوی خلیلالله ربانی، امام جمعه گوهرکوه، بعد از اجرای سرود پشت تریبون رفت و به مهمانان خیرمقدم گفت.
بعد از ایشان، دکتر غلامحسین جهانتیغ، مشاور استاندار در امور طوائف و مذاهب، دقایقی چند پیرامون یادگیری و فضایل علم نکاتی چند یادآور شد.
سپس حافظ محمد عمر خمر با قرائت سرودی معلم فداکار، حمیدرضا گنگوزهی را ستود.
مولانا محمد حسین گرگیج، امام جمعه آزادشهر گلستان، که مهمان ویژهی این نشست بود، در سخنان خویش به حقوق الله و حقوق العباد اشاره کرد و گفت: همانگونه که عبادات چندین قسماند، شرک نیز چندین قسم دارد؛ یکی اینکه مشرکین ملائکه را دختران خدا میدانستند و به عبادت سنگها میپرداختند و هدفشان این بود که اینها ما را به خدا نزدیک میکنند. دومین شرک یهود و نصارا که حضرت عزیر و مسیح را فرزندان خدا میدانستند.
این عالم برجسته اهل سنت پیرامون مسائل توحید و رد شرک خاطرنشان کرد: دربارهی توحید و رد شرک نخستین کتابی که در بلوچستان نگاشته شد، ”أحسن المقصود فی توحید المعبود“ تألیف حضرت مولانا عبدالواحد گشتی بود که تأثیر زیادی در اصلاح عقاید مردم داشت و باز کتاب ”شمشیر بران بر اشراک و بدعات دوران“ از مولانا محمد عمر سربازی و عقیدهی من بر همین دو کتاب است و به هیچ کس اجازه نخواهم داد که به مولانا عبدالواحد و مولانا محمد عمر گستاخی کند و این اجازه را هم نخواهیم داد که کسی با نام آنها خرافات پخش کند.
مولانا گرگیچ در بخش پایانی سخنان خویش از فداکاری شهید حمیدرضا گنگوزهی ذکری به میان آورد و گفت: شهادت معلم فداکار، تلنگر و تذکری به مسؤولین بود تا نسبت به مناطق محروم غفلت نورزند و توجه داشته باشند که دانشآموزان ما در چه شرایط سختی تحصیل میکنند.
ایشان در ادامه اظهار داشت: این افتخاری برای کشور ماست و امیدوایم این افتخار مصادره نگردد و باید فداکاری شهید ”حمیدرضا گنگوزهی“ همچون ”دهقان فداکار“ در کتب درسی گنجانده و به همگان معرفی شود تا بدانند که اهل سنت ایران خودشان را برای عقیده و وطن فدا میکنند.
سخنران بعدی این نشست مولانا محمدعثمان، مدیر مدرسه دینی مدینهالعلوم خاش بود. وی نیز طی سخنانی به بیان فضیلت و جایگاه بلند صحابه پرداخت و آنان را ”شاهدان زندهی قرآن“، ”جانفشانان و تربیتیافتگان مکتب محمّدٌ رسول الله صلى الله علیه وسلم“ و ”استادان امت“ دانست که خداوند به همگی آنان وعدهی ”بهشت“ داده است و گفت: آنان در سختترین شرایط در رکاب پیامبر صلى الله علیه وسلم جانفشانی نمودند و بزرگترین دلیل حقانیتشان همین است که خداوند آنان را نصرت فرمود.
سخنران پایانی این همایش، شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید بود. ایشان در ابتدای سخنان خویش از برگزاری این همایش ابراز خرسندی نمود و به مقام والای مسلمان اشاره کرد و گفت: مسلمانی جایگاه بزرگ و رفیعی است، مسلمانی به خواهش و تمنا نیست؛ ﴿لیس بأمانیکم ولا أمانی أهل الکتاب﴾، مسلمان کسی است که به تسلیم خدا و گوش به فرمان او و با جان و دل از الله اطاعت کند؛ ابراهیم و اسماعیل دعای مسلمانی کردند: ﴿ربنا واجعلنا مسلمین لک﴾.
مولانا در ادامهی سخنانش به سه محور اصلی رسالت پرداخت که تلاوت، تزکیه و تعلیم هستند و خاطرنشان کرد: تلاوت آیات بهترین تأثیر را در ساختار بشر دارد و درون انسان را متحول میکند. قرآن انسانهای جاهل و مشرک را به پرواز درآورد و به الله رساند. قرآن مثل باران، زمین مرده را سرسبز میگرداند و به برکت آیات، بهار را در وجود انسان میرویاند. قرآن خاک را گوهر میکند. از قرآن مجید بهترین پاک کنندهای برای آلودگیهای درونی وجود ندارد.
مدیر دارالعلوم زاهدان همچنین به خرابیهای درونی اشاره کرد و افزود: تکبر باید از دل بیرون بیاید و اگر ذرهای تکبر در دل انسان باشد، به بهشت نمیرود. گاهی علم، نسب و جایگاه موجب تکبر میشوند؛ این فریب را نخورید که من از فلان فامیل هستم و فاضل و فاضلات مواظب باشند که تکبر گردن انسان را میشکند. علما و دانشگاهیان نباید مغرور باشند که علم از خودِ آنهاست، بلکه علم از جانب الله تعالىٰ است.
ایشان فعالیتهای آموزشی و فرهنگی را ”کار اساسی و زیربنایی“ دانسته و گفت: پیشرفتهای دینی و دنیوی بشر وابسته به علم و دانش است و تعلیم و فعالیتهای فرهنگی کارهای بینظیری هستند.
بعد از سخنرانی شیخ الإسلام، مولانا حافظ احمد کبدانی، مدیر مدرسه مفتاح العلوم طی سخنانی کوتاه از حضور علما و اندیشمندان، مسؤولان و مردم در این همایش قدردانی کرد و گفت: باید شکر خداوندی را به جا آورد که شخصیتهای جهانیای در مجلس شما حضور دارند و اگر مولانا چابهاری اینجا حضور میداشت، میگفتم: بلوچستان جگرگوشههایش را در اینجا گردآورده است. شما روزی حسرت مولانا عبدالعزیز را میخوردید و اگر قدر این علما را ندانید، حسرت به دل میمانید. [گریهی حافظ احمد و حاضران]
در این نشست از ۶ خواهر فاضله و ۲۰ حافظ قرآن مجید تقدیر به عمل آمد.
بخش پایانی این مراسم همراه بود با دعاهای مخلصانهی شیخ الإسلام مولانا عبدالحمید.
منبع: سنت آنلاین
برچسب:
نویسنده: شهرایی
ائتلاف ملی برای حمایت از مشروعیت و مخالفت با کودتا در مصر که حامی مرسی است، خواستار برگزاری تظاهرات روز جمعه در اعتراض به واگذاری دو جزیره به عربستان سعودی شد. واکنش ها و خشم مردمی نسبت به امضای توافقنامه ترسیم مجدد مرزهای مصر و عربستان و تاکید آن بر حق عربستان در دو جزیره صنافیر و تیران، همچنان ادامه دارد و در همین رابطه ائتلاف ملی برای حمایت از مشروعیت و مخالفت با کودتا، همه مصری ها را به شرکت در تظاهرات خشم در مخالفت با چشم پوشی از اراضی دولت دعوت کرد.
در این بیانیه با اشاره به اینکه این تظاهرات روز جمعه ۱۵ آوریل برگزار خواهد شد، آمده است که ما بر حاکمیت مصر در تمامی اراضی دولت حتی یک وجب از آن و از حلایب و شلاتین (منطقه مورد منازعه مصر و سودان) گرفته تا صنافیر و تیران و سینا تاکید می کنیم و هرگز هیچ گونه چشم پوشی از حاکمیت مصر بر این مناطق را نمی پذیریم و بر این اساس تمامی افراد شریف وطن و موسسات داخلی از جمله ارتش بایستی پیش از گذشت زمان دست به اقدامی بزنند.
این ائتلاف همچنین نظام عبدالفتاح السیسی را به فروش دو جزیره تیران و صنافیر در مقابل امضای چند توافقنامه و بذل و بخشش های ملک سلمان به مصر، متهم کرد.
همچنین فراخوان های مشابهی نیز از سوی فعالان سیاسی از طریق سایت های اجتماعی منتشر و طی آن تصمیم مسئولان مصر مبنی بر اینکه دو جزیره تیران و صنافیر متعلق به عربستان است را محکوم کرده و خواستار برگزاری تظاهرات در میدان التحریر قاهره در روز جمعه آینده تحت عنوان «جمعه سرزمین، ناموس ماست» شدند.
همچنین حزب «مصر دموکراتیک اجتماعی» (حامی نظام مصر) در بیانیه ای اعلام کرد که تمامی دفاتر این حزب در سراسر کشور آماده جمع آوری اعتراضات شهروندان برای ارائه دادخواست قضایی علیه توافقنامه ترسیم مجدد مرزهای دریایی مصر و عربستان است.
این حزب همچنین از پارلمان خواست تا با این توافقنامه مخالفت کرده و همه پرسی مردمی در این باره برگزار کنند.
پیش از این نیز حزب اسلامی الوطن و شماری از روزنامه نگاران و سیاستمداران خواستار برگزاری همه پرسی در این باره شده بودند.
دولت مصر روز شنبه در بیانیه ای اعلام کرد که توافق ترسیم مرزهای دریایی با عربستان، نشان داد که دو جزیره موجود در دریای سرخ داخل آبهای منطقه ای عربستان قرار دارند. این درحالی است که این دو جزیره ده ها سال تحت حاکمیت مصر بودند.
در پی اعلام این خبر، اعتراضهای گستردهای در شبکههای اجتماعی به راه افتاد.”نجاد البرعی” فعال حقوقی مصری در صفحه خود نوشت: دیگران به عنوان هدیه نشان و یا شمشیر طلا و یا حتی دکترای افتخاری می دهند، این نخستین بار است که می بینم که جزایر و اراضی کشور هدیه داده می شود، می دانید که نیروهای بین المللی در این جزایر مستقر هستند؟!
یکی دیگر از فعالان نیز نوشت: به ما آموخته بودند که زمین ناموس ما است … من یک شهروند مصری هستم و حق دارم به واگذاری تیران و صنافیر اعتراض کنم.
“خالد علی” نامزد سابق انتخابات ریاست جمهوری مصر هم خواستار همه پرسی درباره این دو جزیره شد.
همچنین حمدین صباحی نامزد سابق ریاست جمهوری مصر و موسس جریان مردمی این کشور اقدام السیسی در خصوص واگذاری دو جزیره صنافیر و تیران به عربستان سعودی را محکوم کرد.
وی طی اظهاراتی در صفحه فیس بوک خود نوشت که بر اساس توافق مربوط به اول اکتبر سال ۱۹۰۶ که بین دولت عثمانی و مصر امضا شد، جزیره تیران و صنافیر جزء جدایی ناپذیر دولت مصر است و مصر حتی در زمان درگیری عربی و اسرائیلی و پس از آن اشغال فلسطین و امضای توافقنامه ها همچنان بر این دو جزیره حاکمیت دارد و به موجب توافقنامه کمپ دیوید این دو جزیره در مالکیت و حاکمیت مصر قرار گرفت.
وی تصریح کرد که عربستان سعودی در سال ۱۹۳۲ به عنوان دولت مشروع و قانونی تاسیس شد به این معنا که این دو جزیره متعلق به عربستان نبود و این کشور مطلقا هیچ حاکمیتی بر آن نداشت و بر این اساس هر گونه مطالبه عربستان برای تحویل گرفتن این دو جزیره به موجب دلایل تاریخی، قانونی و واقعیت مردود است و هیچ جنگ و خصومتی از این لحاظ بین دو کشور نیست.
منبع: تسنیم
برچسب:
نویسنده: شهرایی
موضوع خطبه:حیاء
خطیب جمعه اهلسنت صادقیه تهران:استاد عزیز بابایی
سرمایه ی انسان تنها داشتن مال ، اولاد ، مقام وجاه حتی تنها داشتن علم وفناوری نیست بلکه برخوردار بودن از اخلاقها وخصلتهایی همچون حیاء هم سرمایه ی بزرگتری است که چنین سرمایه ای و صاحبان چنین سرمایه ای نزد خداوند متعال و خلق خدا منزلت والایی دارند. حیاء خصلتی نیکو در درون انسان است که باعث می شود،او به سوی انجام کارهای خیر رهنمود شده و از بدیها دوری گزیند. بهمین دلیل حیا همواره باعث بارش باران خیر و برکت و نفع بر دارنده اش می باشد. چنانکه پیامبر صلى الله علیه وسلم می فرمایند: (الحیاء لا یأتی إلا بخیر) [متفق علیه] یعنی: “حیاء جز خیر چیزی را ببار نمی آورد.” و نیز فرموده است: (الحیاء کله خیر) [مسلم] یعنی: ” حیاء همه اش خیر است.”
سیره نویسان درباره شرم و حیای پیامبراکرم -صلى الله علیه وسلم- نوشته اند که شرم وحیای آن حضرت از همه مردم بیشتر بود. ابوسعید خدری می گوید: شرم و حیای آنحضرت از دوشیزگان زیر چادر بیشتر بود، و هرگاه از چیزی خوششان نمی آمد، آثار آن ناخوشایندی در چهره آنحضرت مشهود می گردید . هیچگاه نگاه شان را بخاطر حیائی که داشتند بر چهره کسی نمی دوختند، پلکهایشان را پیوسته فرو می هشتند. نگاه هایشان به زمین طولانی تر از نگاه هایشان به آسمان بود. نگاه های آنحضرت غالباً مستقیم نبود و به نیم نگاهی اکتفا می فرمودند. از فرط شرم و حیا و کرامت نفس، چیزی را که خوش نداشتند مطرح نمی کردند. هرگز کسی را که از او کردار ناپسندی را به آنحضرت گزارش کرده بودند، نام نمی بردند؛ بلکه می گفتند: (ما بال أقوام یصنعون کذا) چه شده است که بعضی ها چنین و چنان کارها را انجام می دهند؟!آنحضرت سزاوارترین مردم به این ستایش فرزدق بود که می گوید:یغضی حیاء ویغضی من مهابته … فلا یکلم إلا حین یبتسم//خود ایشان از فرط شرم و حیا چشمان خویش فروهشته نگاه می دارند، دیگران نیز تحت تأثیر هیبت و ابهت ایشان چشمهایشان را فروهشته نگاه می دارند! با این ترتیب، کسی جرأت نمی کند که با ایشان سخن بگوید، مگر هنگامی که تبسم روی لبانشان نقش می بندد!؟
انواع و درجات حیاء:
۱)شرم و حیای انسان از الله متعال: بالاترین درجه حیا شرم کردن از خداوند متعال است. فرد مسلمان وقتی که ایمان دارد که خدا بر کردار او آگاه است و گفته هایش را شنیده و همواره او را می بیند. در برابر خداوند سبحان ادب نگه داشته و از او شرم می کند. و تلاش می نماید که با کارهای زشت و ناپسند خویش را نیالاید. خداوند متعال درباره ی کسانی که بدون شرم داشتن از او سبحانه و تعالی به گناه و نافرمانی دست می زنند، می فرماید: { یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلاَ یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللّهِ) [نساء: ۱۰۸] آنان می توانند (کارهای زشت خود را) از مردم پنهان دارند ، ولی نمی توانند آن را از خدا پنهان دارند که همیشه با آنان است “مسلمانی که هنگام ارتکاب گناه و معصیت از پروردگارش شرم دارد، به شدت از خداوند خجالت کشیده و به سرعت به سوی پروردگار خویش بازمی گردد و طلب بخشش و مغفرت می کند. پیامبر صلى الله علیه و سلم فرمودند: «اسْتَحْیُوا مِنَ اللَّهِ حَقَّ الْحَیَاءِ». یعنی: «از خداوند آنچنان که شایسته ی او است شرم داشته باشید». گفتند: یا رسول الله، سپاس خدای را، ما از خداوند شرم داریم. فرمود: «لَیْسَ ذَاکَ نه بدان گونه وَلَکِنَّ الاِسْتِحْیَاءَ مِنَ اللَّهِ حَقَّ الْحَیَاءِ آزرم داشتن از خداوند چنانچه سزاوار است اینست که: أَنْ تَحْفَظَ نگاه داری کنی الرَّأْسَ وَمَا وَعَى سر خویش را و هرچه می اندوزد وَتَحْفَظَ الْبَطْنَ وَمَا حَوَى شکم خویش را و آنچه دربرمی گیرد وَتَتَذَکَّرَ الْمَوْتَ وَالْبِلَى و مرگ و فساد و پوسیدگی آن را به خاطر آوری.وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَهَ تَرَکَ زِینَهَ الدُّنْیَا و اگر خواستار آخرت است بخاطر آخرت از پیرایه های زندگانی دنیا بگذرد، فَمَنْ فَعَلَ ذَلِکَ فَقَدِ اسْتَحْیَا مِنَ اللَّهِ حَقَّ الْحَیَاءِ». [ترمذی و احمد] آنکه چنین عمل کرد، از خداوند شرمی را که سزاوار است داشته است».
پس بالاترین درجه حیاء برای کسی است که در مقابل نعمتهای خدا شاکر باشد و درمقابل آن ناسپاسی و کفران نکند ودرمقابلِ سختیها و بلاها، خدا را فراموش نکند؛ حرفهای کفرآمیز نزند و به درگاهش زبان اعتراض نگشاید وهمیـــــشه اوامر خدا را اطاعت کند واز محرمات دوری کند و از خداوند متعال در تمامی حرکاتش و لحظاتش بترسد، آنچنانکه سزاوار و شایسته است.
۲ – حیاء شخص در نفس خودش: شخص با حیا امتناع می کند از اینکه مسائل واسرار خانوادگی را برای دوستانش بازگو کند و گناهان وکارهای زشت خود را برای دیگران بگوید؛ انسان باحیاء بجای بازگو کردنِ گناه، بر تزکیه و پاکی نفس خود حریص می باشد وآن رابه سوی خیروصلاح سوق می دهد.
۳ – حیاء از مردم:شخصی که از خدا و نفس خودش شرم دارد، طبعاً دارای اخلاق بزرگی است که حتی اثر آن را در رفتار با مردم می بیند و از انجام دادن اعمال و رفتار زشت در حضور مردم دوری می کند. همان طور که از خدا شرم می کند، از مردم هم شرم میکند.
۴ – حیاء با پدر و مادر:انسان با حیاء هیچ وقت درمقابل پدرومادرخود کمترین بی ادبی مرتکب نمی شود بلکه با بهترین اخلاق و رفتاربا آنها برخورد می کند.الله تعالی میفرماید:(وَقَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً کَرِیماً { إسراء :۲۳} ( ای انسان ! ) پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید ، و به پدر و مادر نیکی کنید ( و با آنان نیکو رفتار نمائید ) . هرگاه یکی از آن دو ، و یا هر دوی ایشان نزد تو به سن پیری برسند ، ( کمترین اهانتی بدیشان مکن و حتی سبکترین تعبیر نامؤدّبانه همچون ) اُف به آنان مگو ! ( و بر سر ایشان فریاد مزن ) و آنان را از پیش خود مران و با سخنان محترمانه با آن دو سخن بگو .
۵ – حیاء زن ؛که بهترین وسیله برای حفظ و کرامت اوست .انسان وقتی زندگی سیدتنا مریم ویا همسر سیدنا موسی وهمسر فرعون یا در روایات سیره عطرآگین سیدتنا فاطمه ی زهرا را می خواند آنجاست که متوجه می شود حیای یک خانم به عنوان یک دختر وبه عنوان یک مادر وبه عنوان یک همسر یعنی چه؟که اینها نمونه های برجسته ای از حیابرای زنان ودختران مسلمان هستند والگویشان باید اینها باشند(وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مَرْیَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَکَاناً شَرْقِیّاً سوره مریم آیه ۱۶ ای پیغمبر ! ) در کتاب ( آسمانی قرآن ، اندکی ) از مریم سخن بگو : آن هنگام که در ناحیه شرقی ( بیت المقدّس برای فراغت عبادت ) از خانواده اش کناره گرفت (فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَاباً فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِیّاً)و پرده ای میان خود و ایشان افکند ( تا خلوتکده اش از هر نظر برای عبادت آماده باشد ، در این هنگام ) ما جبریل ( فرشته ) خویش را به سوی او فرستادیم و جبریل در شکل انسان کامل خوش قیافه ای بر مریم ظاهر شد .(قَالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنکَ إِن کُنتَ تَقِیّاً) ( مریم لرزان و هراسان ) گفت : من از ( سوء قصد ) تو ، به خدای مهربان پناه می برم . اگر پرهیزگار هستی ( بترس که من به خدا پناه برده و او کس بیکسان است ) .(قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلَاماً زَکِیّاً) ( جبریل ) گفت : ( مترس که من یکی از فرشتگان یزدانم و ) پروردگارت مرا فرستاده است تا ( سبب شوم و ) به تو پسر پاکیزه ای ( از نظر خلق و خوی و جسم و جان ) ببخشم .
تمایز مهمی بین حیا و خجالت است:خجالت، به مفهوم خودداری از برخورد و عدم توانایی ارتباط با دیگران یا به اصطلاح کم رویی است.که مذموم می باشد.اما حیا، به مفهوم رعایت آداب اخلاقی و ضوابط رفتاری است که اسلام در رابطه با دیگران تعیین نموده است.نباید شرم و آزرم مانع حق گویی، طلب علم و یا امر به معروف و نهی از منکر انسان مسلمان باشد. در این موارد حیاء ضرورت نداشته و مسلمان بایستی در آن عرصه ها رعایت ادب و حکمت را بنماید. مسلمان در جستجوی علم و دانش است، و از پرسیدن آنچه نمی داند خجالت نمی کشد. صحابه از پیامبر صلى الله علیه و سلم درباره ی ریز ترین مسائل سؤال نموده و آن حضرت صلى الله علیه و سلم بی آنکه خجالت و شرم مانع گردد، جواب سؤالاتشان را می داد.موضوع خطبه:حیاء
خطیب جمعه اهلسنت صادقیه تهران:استاد عزیز بابایی
سرمایه ی انسان تنها داشتن مال ، اولاد ، مقام وجاه حتی تنها داشتن علم وفناوری نیست بلکه برخوردار بودن از اخلاقها وخصلتهایی همچون حیاء هم سرمایه ی بزرگتری است که چنین سرمایه ای و صاحبان چنین سرمایه ای نزد خداوند متعال و خلق خدا منزلت والایی دارند. حیاء خصلتی نیکو در درون انسان است که باعث می شود،او به سوی انجام کارهای خیر رهنمود شده و از بدیها دوری گزیند. بهمین دلیل حیا همواره باعث بارش باران خیر و برکت و نفع بر دارنده اش می باشد. چنانکه پیامبر صلى الله علیه وسلم می فرمایند: (الحیاء لا یأتی إلا بخیر) [متفق علیه] یعنی: “حیاء جز خیر چیزی را ببار نمی آورد.” و نیز فرموده است: (الحیاء کله خیر) [مسلم] یعنی: ” حیاء همه اش خیر است.”
سیره نویسان درباره شرم و حیای پیامبراکرم -صلى الله علیه وسلم- نوشته اند که شرم وحیای آن حضرت از همه مردم بیشتر بود. ابوسعید خدری می گوید: شرم و حیای آنحضرت از دوشیزگان زیر چادر بیشتر بود، و هرگاه از چیزی خوششان نمی آمد، آثار آن ناخوشایندی در چهره آنحضرت مشهود می گردید . هیچگاه نگاه شان را بخاطر حیائی که داشتند بر چهره کسی نمی دوختند، پلکهایشان را پیوسته فرو می هشتند. نگاه هایشان به زمین طولانی تر از نگاه هایشان به آسمان بود. نگاه های آنحضرت غالباً مستقیم نبود و به نیم نگاهی اکتفا می فرمودند. از فرط شرم و حیا و کرامت نفس، چیزی را که خوش نداشتند مطرح نمی کردند. هرگز کسی را که از او کردار ناپسندی را به آنحضرت گزارش کرده بودند، نام نمی بردند؛ بلکه می گفتند: (ما بال أقوام یصنعون کذا) چه شده است که بعضی ها چنین و چنان کارها را انجام می دهند؟!آنحضرت سزاوارترین مردم به این ستایش فرزدق بود که می گوید:یغضی حیاء ویغضی من مهابته … فلا یکلم إلا حین یبتسم//خود ایشان از فرط شرم و حیا چشمان خویش فروهشته نگاه می دارند، دیگران نیز تحت تأثیر هیبت و ابهت ایشان چشمهایشان را فروهشته نگاه می دارند! با این ترتیب، کسی جرأت نمی کند که با ایشان سخن بگوید، مگر هنگامی که تبسم روی لبانشان نقش می بندد!؟
انواع و درجات حیاء:
۱)شرم و حیای انسان از الله متعال: بالاترین درجه حیا شرم کردن از خداوند متعال است. فرد مسلمان وقتی که ایمان دارد که خدا بر کردار او آگاه است و گفته هایش را شنیده و همواره او را می بیند. در برابر خداوند سبحان ادب نگه داشته و از او شرم می کند. و تلاش می نماید که با کارهای زشت و ناپسند خویش را نیالاید. خداوند متعال درباره ی کسانی که بدون شرم داشتن از او سبحانه و تعالی به گناه و نافرمانی دست می زنند، می فرماید: { یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلاَ یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللّهِ) [نساء: ۱۰۸] آنان می توانند (کارهای زشت خود را) از مردم پنهان دارند ، ولی نمی توانند آن را از خدا پنهان دارند که همیشه با آنان است “مسلمانی که هنگام ارتکاب گناه و معصیت از پروردگارش شرم دارد، به شدت از خداوند خجالت کشیده و به سرعت به سوی پروردگار خویش بازمی گردد و طلب بخشش و مغفرت می کند. پیامبر صلى الله علیه و سلم فرمودند: «اسْتَحْیُوا مِنَ اللَّهِ حَقَّ الْحَیَاءِ». یعنی: «از خداوند آنچنان که شایسته ی او است شرم داشته باشید». گفتند: یا رسول الله، سپاس خدای را، ما از خداوند شرم داریم. فرمود: «لَیْسَ ذَاکَ نه بدان گونه وَلَکِنَّ الاِسْتِحْیَاءَ مِنَ اللَّهِ حَقَّ الْحَیَاءِ آزرم داشتن از خداوند چنانچه سزاوار است اینست که: أَنْ تَحْفَظَ نگاه داری کنی الرَّأْسَ وَمَا وَعَى سر خویش را و هرچه می اندوزد وَتَحْفَظَ الْبَطْنَ وَمَا حَوَى شکم خویش را و آنچه دربرمی گیرد وَتَتَذَکَّرَ الْمَوْتَ وَالْبِلَى و مرگ و فساد و پوسیدگی آن را به خاطر آوری.وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَهَ تَرَکَ زِینَهَ الدُّنْیَا و اگر خواستار آخرت است بخاطر آخرت از پیرایه های زندگانی دنیا بگذرد، فَمَنْ فَعَلَ ذَلِکَ فَقَدِ اسْتَحْیَا مِنَ اللَّهِ حَقَّ الْحَیَاءِ». [ترمذی و احمد] آنکه چنین عمل کرد، از خداوند شرمی را که سزاوار است داشته است».
پس بالاترین درجه حیاء برای کسی است که در مقابل نعمتهای خدا شاکر باشد و درمقابل آن ناسپاسی و کفران نکند ودرمقابلِ سختیها و بلاها، خدا را فراموش نکند؛ حرفهای کفرآمیز نزند و به درگاهش زبان اعتراض نگشاید وهمیـــــشه اوامر خدا را اطاعت کند واز محرمات دوری کند و از خداوند متعال در تمامی حرکاتش و لحظاتش بترسد، آنچنانکه سزاوار و شایسته است.
۲ – حیاء شخص در نفس خودش: شخص با حیا امتناع می کند از اینکه مسائل واسرار خانوادگی را برای دوستانش بازگو کند و گناهان وکارهای زشت خود را برای دیگران بگوید؛ انسان باحیاء بجای بازگو کردنِ گناه، بر تزکیه و پاکی نفس خود حریص می باشد وآن رابه سوی خیروصلاح سوق می دهد.
۳ – حیاء از مردم:شخصی که از خدا و نفس خودش شرم دارد، طبعاً دارای اخلاق بزرگی است که حتی اثر آن را در رفتار با مردم می بیند و از انجام دادن اعمال و رفتار زشت در حضور مردم دوری می کند. همان طور که از خدا شرم می کند، از مردم هم شرم میکند.
۴ – حیاء با پدر و مادر:انسان با حیاء هیچ وقت درمقابل پدرومادرخود کمترین بی ادبی مرتکب نمی شود بلکه با بهترین اخلاق و رفتاربا آنها برخورد می کند.الله تعالی میفرماید:(وَقَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً کَرِیماً { إسراء :۲۳} ( ای انسان ! ) پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید ، و به پدر و مادر نیکی کنید ( و با آنان نیکو رفتار نمائید ) . هرگاه یکی از آن دو ، و یا هر دوی ایشان نزد تو به سن پیری برسند ، ( کمترین اهانتی بدیشان مکن و حتی سبکترین تعبیر نامؤدّبانه همچون ) اُف به آنان مگو ! ( و بر سر ایشان فریاد مزن ) و آنان را از پیش خود مران و با سخنان محترمانه با آن دو سخن بگو .
۵ – حیاء زن ؛که بهترین وسیله برای حفظ و کرامت اوست .انسان وقتی زندگی سیدتنا مریم ویا همسر سیدنا موسی وهمسر فرعون یا در روایات سیره عطرآگین سیدتنا فاطمه ی زهرا را می خواند آنجاست که متوجه می شود حیای یک خانم به عنوان یک دختر وبه عنوان یک مادر وبه عنوان یک همسر یعنی چه؟که اینها نمونه های برجسته ای از حیابرای زنان ودختران مسلمان هستند والگویشان باید اینها باشند(وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مَرْیَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَکَاناً شَرْقِیّاً سوره مریم آیه ۱۶ ای پیغمبر ! ) در کتاب ( آسمانی قرآن ، اندکی ) از مریم سخن بگو : آن هنگام که در ناحیه شرقی ( بیت المقدّس برای فراغت عبادت ) از خانواده اش کناره گرفت (فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَاباً فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِیّاً)و پرده ای میان خود و ایشان افکند ( تا خلوتکده اش از هر نظر برای عبادت آماده باشد ، در این هنگام ) ما جبریل ( فرشته ) خویش را به سوی او فرستادیم و جبریل در شکل انسان کامل خوش قیافه ای بر مریم ظاهر شد .(قَالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنکَ إِن کُنتَ تَقِیّاً) ( مریم لرزان و هراسان ) گفت : من از ( سوء قصد ) تو ، به خدای مهربان پناه می برم . اگر پرهیزگار هستی ( بترس که من به خدا پناه برده و او کس بیکسان است ) .(قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلَاماً زَکِیّاً) ( جبریل ) گفت : ( مترس که من یکی از فرشتگان یزدانم و ) پروردگارت مرا فرستاده است تا ( سبب شوم و ) به تو پسر پاکیزه ای ( از نظر خلق و خوی و جسم و جان ) ببخشم .
تمایز مهمی بین حیا و خجالت است:خجالت، به مفهوم خودداری از برخورد و عدم توانایی ارتباط با دیگران یا به اصطلاح کم رویی است.که مذموم می باشد.اما حیا، به مفهوم رعایت آداب اخلاقی و ضوابط رفتاری است که اسلام در رابطه با دیگران تعیین نموده است.نباید شرم و آزرم مانع حق گویی، طلب علم و یا امر به معروف و نهی از منکر انسان مسلمان باشد. در این موارد حیاء ضرورت نداشته و مسلمان بایستی در آن عرصه ها رعایت ادب و حکمت را بنماید. مسلمان در جستجوی علم و دانش است، و از پرسیدن آنچه نمی داند خجالت نمی کشد. صحابه از پیامبر صلى الله علیه و سلم درباره ی ریز ترین مسائل سؤال نموده و آن حضرت صلى الله علیه و سلم بی آنکه خجالت و شرم مانع گردد، جواب سؤالاتشان را می داد.موضوع خطبه:حیاء
خطیب جمعه اهلسنت صادقیه تهران:استاد عزیز بابایی
سرمایه ی انسان تنها داشتن مال ، اولاد ، مقام وجاه حتی تنها داشتن علم وفناوری نیست بلکه برخوردار بودن از اخلاقها وخصلتهایی همچون حیاء هم سرمایه ی بزرگتری است که چنین سرمایه ای و صاحبان چنین سرمایه ای نزد خداوند متعال و خلق خدا منزلت والایی دارند. حیاء خصلتی نیکو در درون انسان است که باعث می شود،او به سوی انجام کارهای خیر رهنمود شده و از بدیها دوری گزیند. بهمین دلیل حیا همواره باعث بارش باران خیر و برکت و نفع بر دارنده اش می باشد. چنانکه پیامبر صلى الله علیه وسلم می فرمایند: (الحیاء لا یأتی إلا بخیر) [متفق علیه] یعنی: “حیاء جز خیر چیزی را ببار نمی آورد.” و نیز فرموده است: (الحیاء کله خیر) [مسلم] یعنی: ” حیاء همه اش خیر است.”
سیره نویسان درباره شرم و حیای پیامبراکرم -صلى الله علیه وسلم- نوشته اند که شرم وحیای آن حضرت از همه مردم بیشتر بود. ابوسعید خدری می گوید: شرم و حیای آنحضرت از دوشیزگان زیر چادر بیشتر بود، و هرگاه از چیزی خوششان نمی آمد، آثار آن ناخوشایندی در چهره آنحضرت مشهود می گردید . هیچگاه نگاه شان را بخاطر حیائی که داشتند بر چهره کسی نمی دوختند، پلکهایشان را پیوسته فرو می هشتند. نگاه هایشان به زمین طولانی تر از نگاه هایشان به آسمان بود. نگاه های آنحضرت غالباً مستقیم نبود و به نیم نگاهی اکتفا می فرمودند. از فرط شرم و حیا و کرامت نفس، چیزی را که خوش نداشتند مطرح نمی کردند. هرگز کسی را که از او کردار ناپسندی را به آنحضرت گزارش کرده بودند، نام نمی بردند؛ بلکه می گفتند: (ما بال أقوام یصنعون کذا) چه شده است که بعضی ها چنین و چنان کارها را انجام می دهند؟!آنحضرت سزاوارترین مردم به این ستایش فرزدق بود که می گوید:یغضی حیاء ویغضی من مهابته … فلا یکلم إلا حین یبتسم//خود ایشان از فرط شرم و حیا چشمان خویش فروهشته نگاه می دارند، دیگران نیز تحت تأثیر هیبت و ابهت ایشان چشمهایشان را فروهشته نگاه می دارند! با این ترتیب، کسی جرأت نمی کند که با ایشان سخن بگوید، مگر هنگامی که تبسم روی لبانشان نقش می بندد!؟
انواع و درجات حیاء:
۱)شرم و حیای انسان از الله متعال: بالاترین درجه حیا شرم کردن از خداوند متعال است. فرد مسلمان وقتی که ایمان دارد که خدا بر کردار او آگاه است و گفته هایش را شنیده و همواره او را می بیند. در برابر خداوند سبحان ادب نگه داشته و از او شرم می کند. و تلاش می نماید که با کارهای زشت و ناپسند خویش را نیالاید. خداوند متعال درباره ی کسانی که بدون شرم داشتن از او سبحانه و تعالی به گناه و نافرمانی دست می زنند، می فرماید: { یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلاَ یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللّهِ) [نساء: ۱۰۸] آنان می توانند (کارهای زشت خود را) از مردم پنهان دارند ، ولی نمی توانند آن را از خدا پنهان دارند که همیشه با آنان است “مسلمانی که هنگام ارتکاب گناه و معصیت از پروردگارش شرم دارد، به شدت از خداوند خجالت کشیده و به سرعت به سوی پروردگار خویش بازمی گردد و طلب بخشش و مغفرت می کند. پیامبر صلى الله علیه و سلم فرمودند: «اسْتَحْیُوا مِنَ اللَّهِ حَقَّ الْحَیَاءِ». یعنی: «از خداوند آنچنان که شایسته ی او است شرم داشته باشید». گفتند: یا رسول الله، سپاس خدای را، ما از خداوند شرم داریم. فرمود: «لَیْسَ ذَاکَ نه بدان گونه وَلَکِنَّ الاِسْتِحْیَاءَ مِنَ اللَّهِ حَقَّ الْحَیَاءِ آزرم داشتن از خداوند چنانچه سزاوار است اینست که: أَنْ تَحْفَظَ نگاه داری کنی الرَّأْسَ وَمَا وَعَى سر خویش را و هرچه می اندوزد وَتَحْفَظَ الْبَطْنَ وَمَا حَوَى شکم خویش را و آنچه دربرمی گیرد وَتَتَذَکَّرَ الْمَوْتَ وَالْبِلَى و مرگ و فساد و پوسیدگی آن را به خاطر آوری.وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَهَ تَرَکَ زِینَهَ الدُّنْیَا و اگر خواستار آخرت است بخاطر آخرت از پیرایه های زندگانی دنیا بگذرد، فَمَنْ فَعَلَ ذَلِکَ فَقَدِ اسْتَحْیَا مِنَ اللَّهِ حَقَّ الْحَیَاءِ». [ترمذی و احمد] آنکه چنین عمل کرد، از خداوند شرمی را که سزاوار است داشته است».
پس بالاترین درجه حیاء برای کسی است که در مقابل نعمتهای خدا شاکر باشد و درمقابل آن ناسپاسی و کفران نکند ودرمقابلِ سختیها و بلاها، خدا را فراموش نکند؛ حرفهای کفرآمیز نزند و به درگاهش زبان اعتراض نگشاید وهمیـــــشه اوامر خدا را اطاعت کند واز محرمات دوری کند و از خداوند متعال در تمامی حرکاتش و لحظاتش بترسد، آنچنانکه سزاوار و شایسته است.
۲ – حیاء شخص در نفس خودش: شخص با حیا امتناع می کند از اینکه مسائل واسرار خانوادگی را برای دوستانش بازگو کند و گناهان وکارهای زشت خود را برای دیگران بگوید؛ انسان باحیاء بجای بازگو کردنِ گناه، بر تزکیه و پاکی نفس خود حریص می باشد وآن رابه سوی خیروصلاح سوق می دهد.
۳ – حیاء از مردم:شخصی که از خدا و نفس خودش شرم دارد، طبعاً دارای اخلاق بزرگی است که حتی اثر آن را در رفتار با مردم می بیند و از انجام دادن اعمال و رفتار زشت در حضور مردم دوری می کند. همان طور که از خدا شرم می کند، از مردم هم شرم میکند.
۴ – حیاء با پدر و مادر:انسان با حیاء هیچ وقت درمقابل پدرومادرخود کمترین بی ادبی مرتکب نمی شود بلکه با بهترین اخلاق و رفتاربا آنها برخورد می کند.الله تعالی میفرماید:(وَقَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً کَرِیماً { إسراء :۲۳} ( ای انسان ! ) پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید ، و به پدر و مادر نیکی کنید ( و با آنان نیکو رفتار نمائید ) . هرگاه یکی از آن دو ، و یا هر دوی ایشان نزد تو به سن پیری برسند ، ( کمترین اهانتی بدیشان مکن و حتی سبکترین تعبیر نامؤدّبانه همچون ) اُف به آنان مگو ! ( و بر سر ایشان فریاد مزن ) و آنان را از پیش خود مران و با سخنان محترمانه با آن دو سخن بگو .
۵ – حیاء زن ؛که بهترین وسیله برای حفظ و کرامت اوست .انسان وقتی زندگی سیدتنا مریم ویا همسر سیدنا موسی وهمسر فرعون یا در روایات سیره عطرآگین سیدتنا فاطمه ی زهرا را می خواند آنجاست که متوجه می شود حیای یک خانم به عنوان یک دختر وبه عنوان یک مادر وبه عنوان یک همسر یعنی چه؟که اینها نمونه های برجسته ای از حیابرای زنان ودختران مسلمان هستند والگویشان باید اینها باشند(وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مَرْیَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَکَاناً شَرْقِیّاً سوره مریم آیه ۱۶ ای پیغمبر ! ) در کتاب ( آسمانی قرآن ، اندکی ) از مریم سخن بگو : آن هنگام که در ناحیه شرقی ( بیت المقدّس برای فراغت عبادت ) از خانواده اش کناره گرفت (فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَاباً فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِیّاً)و پرده ای میان خود و ایشان افکند ( تا خلوتکده اش از هر نظر برای عبادت آماده باشد ، در این هنگام ) ما جبریل ( فرشته ) خویش را به سوی او فرستادیم و جبریل در شکل انسان کامل خوش قیافه ای بر مریم ظاهر شد .(قَالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنکَ إِن کُنتَ تَقِیّاً) ( مریم لرزان و هراسان ) گفت : من از ( سوء قصد ) تو ، به خدای مهربان پناه می برم . اگر پرهیزگار هستی ( بترس که من به خدا پناه برده و او کس بیکسان است ) .(قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلَاماً زَکِیّاً) ( جبریل ) گفت : ( مترس که من یکی از فرشتگان یزدانم و ) پروردگارت مرا فرستاده است تا ( سبب شوم و ) به تو پسر پاکیزه ای ( از نظر خلق و خوی و جسم و جان ) ببخشم .
تمایز مهمی بین حیا و خجالت است:خجالت، به مفهوم خودداری از برخورد و عدم توانایی ارتباط با دیگران یا به اصطلاح کم رویی است.که مذموم می باشد.اما حیا، به مفهوم رعایت آداب اخلاقی و ضوابط رفتاری است که اسلام در رابطه با دیگران تعیین نموده است.نباید شرم و آزرم مانع حق گویی، طلب علم و یا امر به معروف و نهی از منکر انسان مسلمان باشد. در این موارد حیاء ضرورت نداشته و مسلمان بایستی در آن عرصه ها رعایت ادب و حکمت را بنماید. مسلمان در جستجوی علم و دانش است، و از پرسیدن آنچه نمی داند خجالت نمی کشد. صحابه از پیامبر صلى الله علیه و سلم درباره ی ریز
ترممین مسائل سؤال نموده و آن حضرت صلى الله علیه و سلم بی آنکه خجالت و شرم مانع گردد، جواب سؤالاتشان را می داد.
منبع. سنت دیلی
برچسب:
نویسنده: شهرایی
شهرداری «دبی» در امارات اخیرا ویدئوپانورامایی جدید را منتشر کرده که در آن میزان پیشرفت بوستان قرآنی این شهر را به تصویر کشیده است.
بوستان قرآنی دبی در منطقه «الخوانیج» این شهر واقع شده و یکی از مهمترین طرحهای ابتکاری شهرداری این شهر در زمینه احداث پارکها و گسترش فضای سبز در این امارت است.
فضای سبز این پروژه به باغهایی تقسیم شده که در آن ۵۴ گونه گیاه ذکرشده در قرآن در مساحتی بالغ بر ۶۴ هکتار کاشته شده و این باغها بهوسیله یک راهروی اصلی پیچ در پیچ با ارتفاعات مختلف به هم متصل میشوند بهگونهای که حس کنجکاوی بازدیدکننده را برمیانگیزد.
همچنین، این بوستان قرآنی مجهز به آلاچیق، صندلی، فرش گل و نقشونگارهای جذاب است که با روح این بوستان که برگرفته از فضاهای مختلف اسلامی، صحرایی و اندلسی است، همخوانی دارد.
در این بوستان همچنین تونلی وجود دارد که مجهز به سیستم تهویه هوا برای تنظیم دما است و در آن معجزههای قرآن کریم به صورت واضح و آشکار و به صورت صوتی و تصویری توضیح داده میشود.
بوستان قرآنی همچنین شامل بخشهای متعدد و مختلف از جمله بخش مدیریت، پارک اسلامی، پارک شنی، مکانهای ویژه بازی کودکان، سالن آمفیتئاتر در فضای باز، آبنما، مسیر اختصاصی دویدن، پیست دوچرخهسواری، مسیر شنی برای پیادهروی و همچنین تعدادی ساختمان فرهنگی و آموزشی است.
این پارک با هدف آموزش به مردم در مورد قرآن کریم و معجزات آن احداث شده و انواع گیاهانی را که قرآن کریم به آن اشاره کرده و در آبوهوای امارات قابل پرورش است، در خود جای داده است.
انجیر، انار، زیتون، ذرت، سیر، پیاز، گندم، جو، زنجبیل، کدو، هندوانه، تمر هندی، انگور، موز، خیار و نعناع برخی از گونههای گیاهی ذکر شده در قرآن هستند که در این بوستان کاشته شدهاند.
منبع. سنی دیلی
برچسب:
نویسنده: شهرایی
مؤسسه گردشگری کرهی جنوبی، پروانهی عرضهی غذای حلال برای مسلمانان را به رستورانها تقدیم کرد.
به گزارش سنت آنلاین به نقل از الألوکه، مؤسسه گردشگری ”کی.تی.أو“ در نظر دارد جهت خدمترسانی و تهیهی غذاهای حلال که موافق با شریعت اسلامی باشد، از ماه آگست آینده اقدام کند تا تهیهی غذای حلال برای گردشگران مسلمان امکانپذیر باشد.- إن شاء الله -.
این بخشنامه، ۲۰۰ رستوران را برای عرضهی غذای حلال انتخاب کرده است. تعداد گردشگران مسلمانان در این کشور رو به افزایش است و در سال گذشته، نزدیک به ۷۴۰۰۰۰ گردشگر مسلمان از کره بازدید کرده بود و امید میرود این آمار در سال جاری افزایش یابد.
برچسب:
نویسنده: شهرایی
بخشدار مرکزی خاش از برنامه سفر وزیر آموزش و پرورش، استاندار و جمعی از مسئولین کشوری و استانی به خاش خبر داد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- منطقه سیستان و بلوچستان، مجتبی شجاعی حضور بر سر مزار معلم فداکار حمیدرضا گنگوزهی و دیدار با خانواده داغدار نامبرده و فرهنگیان شهرستان خاش را از برنامه های مهم این سفر عنوان کرد.
شجاعی با تجلیل از ابراز همدردی و محبت مسئولین، نهادها و بالاخص مردم عزیز ایران اسلامی نسبت به خانواده معلم فداکار حمیدرضا گنگوزهی گفت: بنابر اظهارات خانواده و نزدیکان این اسوه فرهنگی، پیامها و ابراز همدردی مردم کشور و نخبگان غیر قابل تصور است.
وی گفت:حساسیت استاندار و معاونین ایشان نسبت به این موضوع و پیگیری از همان لحظات ابتدایی این ایثار و فداکاری بسیار ارزشمند و آرامش بخش برای خانواده معلمان ایثارگر و فداکار است.
شجاعی ادامه داد: حمیدرضا گنگوزهی از خانواده ای متدین و با تقوا و خوشنام است که دارای پدری زحمتکش و مادری مومنه و همسر و خانواده ای تحصیلکرده است که با مشقات فراوان مدارج تحصیلی را طی و در حال خدمت به مردم منطقه هستند.
شجاعی ابراز امیدواری کرد: علی رغم اینکه این شجاعت و مسئولیت پذیری معلم فداکار گنگوزهی و همکارش شهنوازی دارای ابعاد معنوی و اخلاقی و اجتماعی بینظیر و گسترده است از سوئی برنامه ریزی و مساعدت حداکثری برای حمایت از بازماندگان معلم فداکار بالاخص همسر و فرزندانش ضروری و شاید کمترین کاری است که بتوان برای خانواده وی انجام داد.
وی گفت:از همان روز نخست شاهد پیگیری و مساعدت مدیریت آموزش و پرورش شهرستان بودیم که جا دارد از تلاش این بزرگواران تقدیر نمود و اذعان کرد که گنگوزهی رفت تا نامش در تاریخ زنده بماند و سرمشقی از یک جوان روستازاده بلوچ مومن، مسئولیت پذیر و شجاع که در دامان خانواده ای زحمتکش برای کل جوانان برونتد و غیور ایرانی باشد.
بخشدار خاش ضمن اشاره به شجاعت عبدالریوف شهنوازی معلم مصدوم این حادثه و ضرورت حمایت شغلی و تبدیل وضعیت وی ادامه داد:طی صحبتی که با معلم مصدوم داشتم وی ایشان داشت علی رغم اینکه پای وی در گچ است اما علاقمند است با همین وضعیت از ابتدای هفته بعد به کلاس درس بازگردد و به خدمت خود در نقطه صفر مرزی ادامه دهد که ایشان نیز الگویی زنده از معرفت روستازاده ای مرزنشین و انقلابی و جهادگر است.بخشدار مرکزی خاش از برنامه سفر وزیر آموزش و پرورش، استاندار و جمعی از مسئولین کشوری و استانی به خاش خبر داد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- منطقه سیستان و بلوچستان، مجتبی شجاعی حضور بر سر مزار معلم فداکار حمیدرضا گنگوزهی و دیدار با خانواده داغدار نامبرده و فرهنگیان شهرستان خاش را از برنامه های مهم این سفر عنوان کرد.
شجاعی با تجلیل از ابراز همدردی و محبت مسئولین، نهادها و بالاخص مردم عزیز ایران اسلامی نسبت به خانواده معلم فداکار حمیدرضا گنگوزهی گفت: بنابر اظهارات خانواده و نزدیکان این اسوه فرهنگی، پیامها و ابراز همدردی مردم کشور و نخبگان غیر قابل تصور است.
وی گفت:حساسیت استاندار و معاونین ایشان نسبت به این موضوع و پیگیری از همان لحظات ابتدایی این ایثار و فداکاری بسیار ارزشمند و آرامش بخش برای خانواده معلمان ایثارگر و فداکار است.
شجاعی ادامه داد: حمیدرضا گنگوزهی از خانواده ای متدین و با تقوا و خوشنام است که دارای پدری زحمتکش و مادری مومنه و همسر و خانواده ای تحصیلکرده است که با مشقات فراوان مدارج تحصیلی را طی و در حال خدمت به مردم منطقه هستند.
شجاعی ابراز امیدواری کرد: علی رغم اینکه این شجاعت و مسئولیت پذیری معلم فداکار گنگوزهی و همکارش شهنوازی دارای ابعاد معنوی و اخلاقی و اجتماعی بینظیر و گسترده است از سوئی برنامه ریزی و مساعدت حداکثری برای حمایت از بازماندگان معلم فداکار بالاخص همسر و فرزندانش ضروری و شاید کمترین کاری است که بتوان برای خانواده وی انجام داد.
وی گفت:از همان روز نخست شاهد پیگیری و مساعدت مدیریت آموزش و پرورش شهرستان بودیم که جا دارد از تلاش این بزرگواران تقدیر نمود و اذعان کرد که گنگوزهی رفت تا نامش در تاریخ زنده بماند و سرمشقی از یک جوان روستازاده بلوچ مومن، مسئولیت پذیر و شجاع که در دامان خانواده ای زحمتکش برای کل جوانان برونتد و غیور ایرانی باشد.
بخشدار خاش ضمن اشاره به شجاعت عبدالریوف شهنوازی معلم مصدوم این حادثه و ضرورت حمایت شغلی و تبدیل وضعیت وی ادامه داد:طی صحبتی که با معلم مصدوم داشتم وی ایشان داشت علی رغم اینکه پای وی در گچ است اما علاقمند است با همین وضعیت از ابتدای هفته بعد به کلاس درس بازگردد و به خدمت خود در نقطه صفر مرزی ادامه دهد که ایشان نیز الگویی زنده از معرفت روستازاده ای مرزنشین و انقلابی و جهادگر است.
برچسب:
نویسنده: شهرایی
استاندار سیستان و بلوچستان در بازدید از بخش زرآباد بر ضرورت آموزش در مناطق دور افتاده تاکید کرد و گفت: استخدام سه هزار نیروی انسانی در آموزش و پرورش استان نشان از رویکرد دولت برای کاهش نرخ بی سوادی در استان است.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- منطقه سیستان و بلوچستان، علی اوسط هاشمی همچنین، بر شناسایی ظرفیت های بخش زرآباد تاکید کرد و افزود: وجود زمین حاصلخیز و کشت محصولات کشاورزی به طور مکرر در طی سال از ویژگی های مهم این بخش است که باید مورد توجه قرار گیرد.
استاندار در ادامه در دیدار با اقشار مختلف مردم بخش زرآباد از اهمیت احداث جاده خلیج فارس در محور کنارک به جاسک خبر داد و گفت: با احداث جاده خلیج فارس در این محور شاهد رونق اقتصادی در دو استان همجوار خواهیم بود که بخش زرآباد نیز از آن بهره خواهد برد.
وی با اشاره به شناسایی ظرفیت های بخش زرآباد بیان کرد: تدوین سند توسعه بخش زرآباد نقطه عطفی در شکوفایی این دیار خواهد شد که نیازمند مشارکت مردم در این زمینه است.
وی تاکید کرد: احداث دبیرستان شبانه روزی در زرآباد در دستور کار مسئولین شهرستان قرار گیرد.
هاشمی از ساخت مرکز درمانی مختص بانوان در زرآباد خبر داد و گفت: احداث مرکز زایشگاه در این منطقه پس از تصویب در کمیته توسعه شهرستان کنارک در دستور کار قرار گیرد.
استاندار پس از این بازدید به محور مواصلاتی ریمدان عزیمت کرد و از پل روگذر در حال ساخت ریمدان بازدید کرد.این پل با اعتباری بالغ بر ده میلیارد تومان در دهه فجر امسال افتتاح خواهد شد.
برچسب:
نویسنده: شهرایی
دولت خودخوانده لیبی در طرابلس به ریاست «خلیفه الغویل» شب گذشته در بیانیه ای اعلام کرد که به منظور جلوگیری از قتل و کشتار و حفظ امنیت و سلامت کشور به دور از دودستگی ها و اختلافات، از حاکمیت دست کشیده است. در بیانیه این دولت آمده است که ما انجام ماموریت های خود به عنوان قوه مجریه اعم از نخست وزیری، معاونان نخست وزیر و وزرا را متوقف کرده ایم.
بر اساس این گزارش، به دنبال اعلام کناره گیری دولت خودخوانده طرابلس از قدرت، دولت وفاق ملی لیبی امروز چهارشنبه از تمامی موسسات خواست تا آرم آن را استفاده کرده و صرفا برای تمامی هزینه ها از این دولت کسب موافقت نمایند.
دولت وفاق ملی لیبی به ریاست «فایز السراج» هفته گذشته وارد طرابلس شد و سریعا حمایت سیاسی و اقتصادی را کسب کرد و در همین راستا شهرداری های منطقه غرب و جنوب و همچنین موسسات مالی و اقتصادی دولت اعم از بانک مرکزی، موسسه ملی نفت و موسسه سرمایه گذاری لیبی در طرابلس حمایت از این دولت را اعلام کردند.
‘فایز السراج ‘ ، رئیس شورای ریاستی لیبی بر اساس توافقنامه صخیرات که در مغرب بین طرف های درگیر در لیبی و با نظارت سازمان ملل به امضا رسید، دولت وفاق ملی لیبی را تشکیل داد که این دولت هنوز نتوانسته از پارلمان این کشور مورد قبول جامعه جهانی رای اعتماد بگیرد.
شورای ریاستی لیبی در ۱۲ مارس (۲۲ اسفند ۹۴) پس از آن که نتوانست از مجلس این کشور رای اعتماد بگیرد، اعلام کرد که کارش را با امضای تایید از سوی ۱۹۸ نماینده در طرابلس آغاز می کند.
دولت وفاق ملی لیبی اکنون در طرابلس مستقر شده و دیدارهایی با نمایندگان محلی و بین المللی انجام داده است. منابع خبری همچنین گزارش دادند که «مارتین کوپلر» نماینده سازمان ملل در امور لیبی با شروع فعالیت دولت وفاق ملی لیبی وارد طرابلس شد.
برپایه این گزارش کوپلر در طرابلس با فایز السراج رئیس دولت وفاق ملی و وزیران دولت دیدار و گفتوگو کرد. از سوی دیگر جان مارک ایرو وزیر خارجه فرانسه اعلام کرد کشورش سفارت خود را در طرابلس بازگشایی میکند. تونس نیز روز گذشته اعلام کرد سفارت خود را در لیبی بازگشایی میکند.
منبع: تسنیم
برچسب:
نویسنده: شهرایی
برای اوّلین بار در تاریخ دریایی روسیه، نمازخانهای برای ناوگان جنگی شمالی روسیه اختصاص یافت. در این نمازخانه مکانی برای وضو و قطبنمایی جهت دریافت قبله وجود دارد.
لازم به ذکر است که در ناو هواپیمابری ”آدمیرال کوزنتسوف“ ملیتهای مختلفی وجود دارد و بسیاری از آنان مسلمانانی از تاتارستان، باشقیرستان و قفقاز هستند.
مسلمانان پیش از این نماز را در جاهای خودشان ادا میکردند، اما بعداً درخواست کردند اتاقی جهت ادای نماز جمعه به آنان اختصاص یابد و مقامات اداری نیز با این درخواستشان موافقت کرده و گفتند: ادارهی ناوگان با کاپیتان به توافق رسیده است که نمازخانهای را برای مسلمانان در نظر بگیرد.
این اداره افزود: در آینده برنامههای سخنرانی دربارهی اسلام برای مسلمانان را در این ناوگان خواهیم داشت.
( الألوکه/ ترجمه: سنت آنلاین )
برچسب:
نویسنده: شهرایی
تعطیلات آغازین سال فرصت خوبی را برای هممیهنان عزیز جهت گشت و گذار در سطح کشور فراهم آورد. در این فرجه بسیاری برای تفریح عازم مناطق ساحلی میشوند و برخی دیگر رهسپار جنگلها و مناظر دیدنی؛ اما برخی به بازدید از اماکن مقدسهی دینی و مذهبی می پردازند. در این اثنا بسیاری از مسافران از مدرسهی علوم دینی عین العلوم گشت و دفتر سنت آنلاین نیز بازدید به عمل میآوردند که یکی از این گروههای بازدید کننده، عدهای از فعالان اهل سنتِ تهران بودند که ضمن بازدید از دفتر سنت آنلاین، پای مصاحبهی همکارانمان نشستند؛ آنچه در ذیل میآید، حاصل گفتگو با ایشان است.
سنت آنلاین: دوست داریم از وضعیت اهلسنت و آمار آنان در پایتخت ایران اسلامی برای ما بگویید؟
اهلسنت تهران، میتوان گفت بزرگترین جمعیت شهری سنینشین ایران را تشکیل میدهند. در این مورد آمارهای متفاوتی نسبت به اهلسنت تهران ارایه شده است؛ مسؤولین بر این اتفاق نظر دارند که بالای یک ملیون نفر اهلسنت در قالب طیفهای مختلف در تهران زندگی میکنند. تهران را می توان به یک اقیانوس تشبیه نمود که ادیان و مذاهب مختلفی در آن یافته میشود؛ از جمله یهودیت، مسیحیت، زرتشتی، سنی و شیعه و….
اهلسنت تهران را مذاهب مختلفی از جمله: شافعی، حنفی، حنبلی و مالکی تشکیل میدهند که هر کسی به نحوی در این شهر مشغول فعالیتهای دینی و مذهبی در میان خویش هست؛ ولی دشمنان اسلام همواره در پی این هستند تا در میان مذاهب اسلامی بیش از پیش اختلاف بیندازند و مردم را مشغول کارهای فروعی بکنند و مردم را در فروعات نگه دارند؛ اما الحمد لله بیداری اسلامی بر همه جهان اسلام سایه افکنده است به خصوص در ایران اسلامی در همهی طیفها شاهد آن هستیم؛ اعم از اینکه عموم اهل سنت باشد یا برادران اهل تشیع، البته شیعه و سنی با توجه به فعالیتهای رسانهای نسبت به پنجاه سال گذشته نسبت به همدیگر شناخت بیشتری دارند و شناختها هم بهتر شده است و هر کسی میتواند در فضا خود را معرفی بکند و نیازی به این پیدا نمیشود که کسی از کسی دیگر تحقیق بکند و در این زمینه تحقیقاتی مغرضانه صورت بگیرد و کسی را همانطور که دلخواه خودش هست، معرفی کند.
جای بسی شکر است که وضعیت ایدهآلی بر اهل سنت تهران حاکم است. هر چند که یک سری محدودیت های بنا به اختلافات سیاسی و ایدئوژی وجود دارد و این طبعاً در هر جامعهای یافته میشود و نمیتوان جامعهی ایران را از این مستثنا دانست.
سنت آنلاین: با توجه به اینکه در تهران مذاهب مختلفی وجود دارد، آیا برای انسجام و اتحاد آنان برنامهریزی صورت گرفته یا خیر؟
در مورد وحدت و اتحاد، کنفرانسهایی در جهان اسلام تشکیل میشود و بیشترین ندایی که برای وحدت و اتحاد در عصر حاضر بلند میشود، از طرف جمهوری اسلامی ایران است و لازم است که این ندا از طرف شخصیتهای برتر علمی فریقین مطرح شود؛ اگر چنانچه شخصیتهای اهل سنت و اهل تشیع کنار هم بنشینند و یک سری سوء تفاهمهایی را که از دورادور شنیده میشود، با هم حل کنند، در میان اهل تشیع و اهل سنت شاید کمتر اختلافی باقی بماند.
سنت آنلاین: به نظر شما اسباب و علل این سوء تفاهمها چیست؟
شاید یکی از علل این سوء تفاهمها این باشد که روابط نزدیکی میان علمای طراز اول فریقین وجود ندارد؛ اگر علمای طراز اوّل با هم مینشستند و مسائل را بر میز گفتمان میگذاشتند آنها را از این طریق حل میکردند، شاید هیچ مشکلی باقی نمیماند و تقریب، احترام و مودت بیشتری میان آنان ایجاد میشود.
سنت آنلاین: با توجه به اینکه تهران بزرگترین شهر سنینشین کشور است و یکی از دغدغههای بزرگ مردم تهران نبودِ یک مسجد در آنجاست، در این راستا چه فعالیتهایی صورت گرفته است؟
این دغدغه وجود دارد و عموم مردم تهران در انتخابات اخیر، و اهلسنت به عنوان شهروندانی ایرانی که میبایست در مسائل سیاسی کشور نقشآفرینی میکردند که الحمد لله نقش پر رنگی هم داشتند و اکثریت کاندیداها چه اصلاح طلب باشند چه اصول گرا، با بردارن اهل سنت خود دیدار کردند و یکی از خواستههای عموم مردم همین بود که به دغدغهی نبود مسجد در تهران پایان داده شود. البته این بستگی به دوراندیشی مسؤولین دارد و این به نفع نظام و جهان اسلام خواهد بود و بهانهای به دست آنانی که سودجو و مغرض هستند، نخواهد رسید.
اهلسنت تهران یک خصوصیتی دارند که اکثریت آنانی که در ادارات شاغل هستند، از همهی فیلترها رد شده و گزینشهای مختلفی را پشت سر گذرانده تا اینکه بدانجا رسیدهاند؛ لذا معلوم میشود که عملکردشان در چهارچوب قانون جمهوری اسلامی است و هیچ گاه به دنبال این نبوده و نیستند که روزنهی اقتصادی خویش را از دست بدهند و در ادارات و نمازخانهها و محافل خویش سعی کردهاند که هیچگاه خطوط قرمز نظام را پایمال نکنند. الحمدلله این بیداری و هوشیاری در اهلسنت وجود دارد و اگر مسجدی باشد، این امید بیشتر میشود؛ چرا که اهلسنت ایران معتدلترین اهل سنتی هستند که در کنار برادران شیعهی خود زندگی میکنند و إن شاء الله این روند را ادامه خواهند داد.
سنت آنلاین: تراکم جمعیتی اهل سنت در تهران و استانهای همجوار چگونه است؟
اهلسنت در تهران به صورت پراکنده زندگی میکنند؛ اهلسنتی که در اطراف استان البرز هستند، بیشتر برادران ”کرد“اند و نیز برخی به استان همدان هجرت کردهاند یا عدهای در قزوین سکونت دارند و از مسیر زنجان تا اردیبل و آستارا و تالش کمتر شهر و روستایی یافت میشود که در آن اهلسنت وجود نداشته باشد. به همین ترتیب به سمت مشهد وقتی کسی حرکت میکند، در شهرهایی مثل سمنان، شاهرود و دامغان اهلسنت زیادی وجود دارد.
سنت آنلاین: اهل سنت تهران برای رفع مشکلات سیاسی و مذهبی خود با هم انجمنی و نشستی دارند یا خیر؟
هنوز در این مورد اندیشیده نشده و این بستگی دارد به اینکه اندیشمندان اهل سنت در این زمینه حزبی تشکیل دهند و اگر این حرکت از نهاد دیگری هم شروع بشود، اهل سنت تهران در این مورد همیاری و هم کاری میکنند.
سنت آنلاین: فعالیت مذهبی در تهران به چه صورتی انجام میگیرد؟
فعالان مذهبی سعیشان بر این است که نمازهای پنج گانه اقامه شود، بچههای اهلسنت با تعالیم اسلامی آشنا شوند، اینکه به دام مادیات نیفتند، از حرکتهای مخرب دینی و مذهبی نجات یابند، به دام نقشههای غرب که برای جهان اسلام طراحی کرده است، گرفتار نشوند، نهاد خانواده حفظ شود و فرزندانی دیندار به جامعه تحویل دهند و اگر در ادارهای استخدام میشوند، دیانت و امانتشان همقرین باشد.
سنت آنلاین: از اینکه این فرصت را در اختیار ما قرار دادید، سپاسگزاریم.
برچسب:
نویسنده: شهرایی
محرمات دوازده گانه ، ۲- انواع فسق و فاسق در قرآن ، فسق مطلق و فسق با عصیان
انواع فسق و فاسق در قرآن ، فسق مطلق و فسق با عصیان
نویسنده: امام ابن القیم جوزیه / مترجم: محمد حسین احمدی تبار
فسق در قرآن به دو نوع تقسیم شده است: فسق تنها و مطلق و فسق همراه با عصیان.
فسق تنها دو نوع است:
فسقی که کفر است و شخص را از اسلام خارج میسازد و فسقی که شخص را از اسلام خارج نمیسازد.
فسق همراه با عصیان مثل: «وَلَکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَکَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیَانَ أُولَئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ حجرات/۷»، «. امّا خداوند ایمان را در نظرتان گرامی داشته است و آن را در دلهایتان آراسته است و کفر و نافرمانی و گناه را در نظرتان زشت و ناپسند جلوه داده است، فقط آنان راهیابند و بس.»
فسق تنها که کفر است و شخص را از اسلام خارج میسازد؛ مثل: «یُضِلُّ بِهِ کَثِیرًا وَیَهْدِی بِهِ کَثِیرًا وَمَا یُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِینَ. الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ… بقره/۲۶-۲۷»، «بسیاری را سرگردان و ویلان میسازد و بسی را راهنمائی مینماید و امّا خدا جز کجروان و منحرفان را با آن گمراه و حیران نمیگرداند. آن کسانی که پیمانی را که قبلاً با خدا محکم بستهاند، میشکنند.» و «وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَیْکَ آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ وَمَا یَکْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ بقره/۹۹»، « بیگمان ما آیههای روشنی برای تو فرستادیم و جز بیرون روندگان (از دایرهی شریعت) کسی بدانها کفر نمیورزد.» و « وَأَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ کُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِیدُوا فِیهَا… سجده/۲۰»، « و امّا کسانی که ( از فرمان خدا و اطاعت از او ) به در رفته جایگاه ایشان آتش دوزخ است. هر زمان که بخواهند از آن بدر آیند، ایشان بدانجا بازگردانده میشوند.» فسق در این آیات فسق کفر است.
اما فسقی که شخص را از اسلام خارج نمیسازد، مثل: « وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ… بقره/۲۸۲»، « و اگر چنین کنید از فرمان خدا بیرون رفتهاید…»، و « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ… حجرات/۶»، « ای کسانی که ایمان آوردهاید ! اگر شخص فاسقی خبری را به شما رسانید» این آیه دربارهی ولیدبن عقبه نازل شد، هنگامی که پیامبر(ص) او را به میان بنیمصطلق فرستاد. در دوران جاهلیت میان این دو دشمنی بود، اما بنی مصطلق به احترام و بزرگداشت پیامبر(ص) به پیشواز او رفتند. شیطان او را وسوسه کرد که تصمیم به قتل تو گرفتهاند.
پس از آنان بیمناک شد و به سوی پیامبر(ص) بازگشت و گفت: بنی مصطلق از پرداخت صدقات خودداری کرده و تصمیم به قتل میگرفتند. پیامبر(ص) خشمگین شد و خواست بر آنان بتازد، بنی مصطلق متوجه شدند و نمایندگانی نزد پیامبر فرستادند و گفتند: ای رسول خدا، از آمدن نمایندهات خبر یافتیم، به پیشواز او رفتیم تا با احترام، آن چه را که بر عهدهی ماست، به او تحویل دهیم اما ناگهان بازگشت، بیم آن داشتیم که مبادا دستوری از جانب تو مبنی بر بازگشت او به او رسیده باشد و به علتی بر ما خشمگین شده باشی. از غضب خدا و پیامبرش به خدا پناه میبریم. پیامبر(ص) از سخن آنان مطمئن نبود، بنابراین خالدبن ولید را با گروهی به میانشان فرستاد و دستور داد که مخفیانه به میان آنان برود و به او گفت: خوب بنگر، اگر دلایل حاکی بر ایمانشان مشاهده کردی، زکات اموالشان را دریافت کن و اگر چنین نبود با آنان همانند کفار برخورد کن. خالد چنین کرد، او به میان آنان رفت، اذان مغرب و عشاء را در آن جا شنید، پس صدقاتشان را دریافت کرد و از آنان جز طاعت و نیکی چیز دیگری ندید. نزد پیامبر(ص) بازگشت و او را از ماجرا باخبر کرد و آیهی زیر در این باره نازل شد: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا…».
«نبأ» خبر مهمی است که شخص از آن بیخبر است و «تبین» یعنی تلاش برای روشن نمودن حقیقت و علم و آگاهی یافتن از آن.
نکتهی ظریفی در این جا نهفته میباشد و آن این است که: خداوند دستور نداده است که خبر شخص فاسق به طور کل رد و تکذیب شود و شهادتش پذیرفته نشود. بلکه به تحقیق دربارهی آن دستور میدهد، اگر دلایل و شواهدی دال بر صحت و درستی خبر به دست بیاید، مورد تأیید قرار میگیرد و گویندهی خبر هر کسی که باشد، مهم نیست. هم چنین میتوان اخبار، روایات و گواهی شخص فاسق را تأیید نمود. بسیاری از فاسقین در اخبار و گواهیهای خود راست میگویند، حتی بسیاری از آنان در نهایت صداقت سخن میگویند و فاسق بودنشان در زمینهی دیگر است. چنین اشخاصی اخبار و گواهیشان رد نمیشود. اگرگواهی و اخبار چنین افرادی پذیرفته نشود، بسیاری از حقوق پایمال میشوند و بسیاری از اخبار صحیح باطل میشوند، به ویژه از کسانی که فسق آنان در زمینهی معتقدات و آراء و نظریات باشد. اما در گفتارش صداقت داشته باشند، اخبار و روایات چنین کسانی مردود شمرده نمیشود.
اما کسی که فسق او به سبب دروغگوییاش باشد، اگر بسیار و پی در پی دروغ بگوید، به گونهای که دروغگویی بر راستگوییاش غالب شود، اخبار و گواهیاش پذیرفته نمیشود، اما اگر یک یا دو بار از او دروغی سر بزند، دربارهی او دو نظر وجود دارد و آن بر اساس دو روایت از امام احمد – رضی الله عنه – میباشد.
هدف بیان فسقی است که منجر به کفر نمیشود و شخص را از اسلام خارج نمیسازد.
فسقی که توبه از آن واجب است، عامتر از فسقی است که اخبار و گواهیها به سبب آن رد میشوند.
اکنون سخن ما دربارهی فسقی است که توبه بر آن واجب است و این به دو دسته تقسیم میشود: فسق از جهت اعمال و فسق از جهت اعتقادات.
فسق اعمال به دو نوع تقسیم میشود:
فسق به همراه عصیان و فسق به تنهایی.
فسق به همراه عصیان: یعنی شخص مرتکب چیزی شود که خداوند از آن نهی نموه است و عصیان یعنی سرپیچی از اوامر.
خداوند میفرماید: « لَا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ… تحریم/۶»،« از خدا در آنچه بدیشان دستور داده است نافرمانی نمیکنند» و حضرت موسی به برادرش هارون (ع) گفت: « مَا مَنَعَکَ إِذْ رَأَیْتَهُمْ ضَلُّوا. أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَیْتَ أَمْرِی طه/۹۲-۹۳»، « هنگامی که دیدی آنان گمراه میشوند، چه چیز مانع از آن شد که ( جلو ایشان را بگیری و نگذاری به بیراهه روند و) از من پیروی کنی؟ آیا از دستور من سرپیچی کردی؟»
شاعر نیز میگوید:
أمرتک أمرا جازما، فعصیتنی فأصبحت مسلوب الإماره نادما
«به تو امر نمودم، اما از من سرپیچی کردی. پس امارت از تو سلب شد و پشیمان شدی»
«فسق» بیشتر دربارهی مرتکب شدن به نواهی به کار میرود. بنابراین فسق در بسیاری از موارد بر این موضوع اطلاق میشود: «… وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ.. بقره/۲۸۲»، « و اگر چنین کنید از فرمان خدا بیرون رفتهاید»
«معصیت» نیز بیشتر دربارهی سرپیچی کردن از اوامر به کار میرود. اما هر کدام به جای دیگری نیز به کار میروند، از جمله: « إِلَّا إِبْلِیسَ کَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ… کهف/۵۰»، « مگر ابلیس که از جنّیان بود و از فرمان پروردگارش تمرّد کرد.» در این آیه سرپیچی از امر پروردگار را «فسق» نامیده است و میفرماید: « وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى طه/۱۲۱»، « آدم از فرمان پروردگارش سرپیچی کرد و گمراه شد».
در این آیه نیز سرپیچی از نهی پروردگار «معصیت» نامیده شده است. البته این هنگامی است که به تنهایی به کار بروند، اما اگر به همراه هم به کار بروند، هر کدام بر معنی اصلی خود دلالت میکنند.
«تقوی» پرهیز از هر دو مورد است و با محقق شدن آن، توبه از فسق و عصیان به درستی صورت میپذیرد، یعنی شخص بر اساس هدایت الهی از دستورات او اطاعت میکند و امید به پاداش او دارد و از نافرمانی خدا پرهیز میکند و از مجازات او بیم دارد.
هر کسی در کلام خدا و پیامبر(ص) و نیز در کلام عرب به معنی کلمهی «تقوا» بنگرد، به شرطی که از تقلید و تکرار بدون تفکر کلمات بپرهیزد، درمییابد که «تقوا» آن است که بنده، آن چه را که خداوند به وی ارزانی داشته است، برای محافظت خود در برابر زیانمندی و ناکامی دنیا و آخرت که از آن بیمناک است، به کار گیرد و هر گونه بیداری، بصیرت و هدایتی را وسیلهای برای رستگاری خود در دنیا و آخرت قرار دهد و مطمئن باشد که همهی امکاناتی را که خداوند به وی ارزانی داشته است، از قبیل: مال، فرزندان، نعمت، حیات و … میتوانند سبب رستگاری یا زیانمندی او شوند. حتی قرآن نیز این گونه میباشد، خداوند میفرماید: « وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا أسرا/۸۲»، « ما آیاتی از قرآن را فرو میفرستیم که مایهی بهبودی و رحمت مؤمنان است ، ولی بر ستمگران جز زیان نمیافزاید.»
بنابراین خداوند ما را سفارش کرده است که به هنگام تلاوت آیات قرآن از شیطان به او پناه ببریم، تا ما را در فهم آن دچار انحراف و گمراهی نسازد و در زمرهی زیانمندان قرار نگیریم.
اما فسق در اعتقادات، همانند: اهل بدعتی که به خدا و پیامبر و روز آخرت ایمان دارند و حرام را حرام و واجبات را واجب میدانند، اما از روی نادانی و تأویل و تقلید از مشایخ و بزرگان خود، بسیاری از تعالیم و دستورات خدا و پیامبر(ص) را نفی میکنند و آن چه را که خدا و پیامبر تأیید نکردهاند، تصدیق و تأیید مینماید.
توبه از این فسق، به این صورت است:
که شخص آن چه را که خدا و پیامبر(ص) در اوصاف خداوند بیان نمودهاند، بدون تشبیه و همانندسازی، بپذیرد و خداوند را منزه بداند از هر صفتی که خداوند آن را برای خود نفی نموده است و نفی و اثبات در این زمینه را تنها از چراغ هدایتگر وحی دریافت کند، نه از آراء و نظریات و اندیشههای دیگران که سرچشمهی بدعت و گمراهی است.
توبهی این قبیل افراد که دارای اعتقادات باطل و فاسد هستند، این است که از سنت پیامبر(ص) پیروی نمایند و باطل و فاسد بودن بدعتی را که بر آن بودهاند، اعلام نمایند، زیرا توبه از هر گناهی، انجام اعمالی است که ضد آن هستند، بنابراین شرط توبهی کسانی که تعالیم آسمانی را کتمان میکنند، بیان کردن حقیقت است. خداوند میفرماید:
« إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ أُولَئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ . إِلَّا الَّذِینَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَیَّنُوا فَأُولَئِکَ أَتُوبُ عَلَیْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِیمُ بقره/۱۵۹-۱۶۰»،
« بیگمان کسانی که پنهان میدارند آنچه را که از دلائل روشن و هدایت فرو فرستادهایم ، بعد از آن که آن را برای مردم در کتاب ( تورات و انجیل ) بیان و روشن نمودهایم ، خدا و نفرینکنندگان ایشان را نفرین میکنند، مگر کسانی که توبه کنند و به اصلاح بپردازند و ( آنچه را که از اوصاف پیغمبر و اسلام و دیگر حقائق میدانستند و پنهان میکردند ) آشکار سازند . چه توبهی چنین کسانی را میپذیرم و من بسی توبهپذیر و مهربانم.»
گناه بدعتگذاران بزرگتر از گناه کسانی است که حقایق وحی را پنهان میکنند، زیرا این افراد تنها حقیقت را پنهان میکنند، اما بدعتگذاران علاوه بر پنهان نمودن حقیقت دیگران نیز به سوی اموری که مخالف آن هستند، فرا میخوانند. پس هر بدعتگذاری، پنهان کنندهی حقیقت نیز هست، اما هر پنهانکنندهای بدعتگذار نیست.
شرط توبهی منافق نیز اخلاص است، زیرا اساس گناه او ریاکاری است. خداوند بلندمرتبه میفرماید: « إِنَّ الْمُنَافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِیرًا . إِلَّا الَّذِینَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَأَخْلَصُوا دِینَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِکَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ وَسَوْفَ یُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ أَجْرًا عَظِیمًا نساء/۱۴۵-۱۴۶»،« بیگمان منافقان در اعماق دوزخ و در پائینترین مکان آن هستند و هرگز یاوری برای آنان نخواهی یافت. مگر کسانی ( از ایشان ) که توبه کنند و برگردند و به اصلاح بپردازند و به خدا متوسّل شوند و آئین خویش را خالصانه از آن خدا کنند پس آنان از زمرهی مؤمنان خواهند بود و خداوند به مؤمنان پاداش بزرگ خواهد داد.»
انواع محرمات
هیچ بندهای شایستگی اسم «تائب» را نمییابد، مگر آن که از از همهی انواع محرمات رهایی یابد. انواع محرمات دوازده مورد هستند که در قرآن به آنها اشاره شده است: شرک، کفر، نفاق، فسق، عصیان، اثم، عدوان، فحشاء، منکر، بغی، سخن گفتن بر خدا بدون علم و آگاهی، پیروی از راه و روش غیر مؤمنان.
مدار و محور هر آن چه که خداوند آن را حرام نموده است، پیرامون این دوازده مورد است و نهایت همهی جهانیان همان است، مگر پیروان پیامبران الهی.
ممکن است بسیاری از این موارد در کسی جمع شده باشند و در دیگری یک یا دو مورد وجود داشته باشد. ممکن است فرد از وجود این موارد در خودش آگاه باشد و ممکن است در بیخبری به سر ببرد.
توبهی نصوح، با رهایی از هر کدام از این موارد و مصونیت یافتن و پرهیز از انجام آنها صورت میپذیرد تنها کسی میتواند از آن رهایی یابد که آن را به خوبی شناخته باشد.
هر کدام از این موارد را بیان میکنیم و به وجوه اشتراک و افتراق در آنها اشاره میکنیم تا حد و مرز، چهارچوب و حقیقت هر کدام مشخص شود. از خدا طلب توفیق مینماییم، و لا حول و لا قوه إلا بالله.
———————–
منبع: مدارج السالکین جلد ۱ / نویسنده: امام ابن القیم جوزیه / مترجم: محمد حسین احمدی تبار / نشر آراس
برچسب:
نویسنده: شهرایی
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید ضمن هشدار در خصوص توطئههای دشمنان علیه جامعه اسلامی، «اختلاف» و «ترویج فساد» را از مهمترین برنامههای آنان در این زمینه برشمردند.
به گزارش سنت آنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مولانا عبدالحمید، ایشان که شامگاه یکشنبه ۱۵ فروردین در همایشی تحت عنوان «همایش اخوت اسلامی، انسجام و همبستگی ملی و قومی از منظر دین مبین اسلام» در ایرانشهر سخن میگفتند، بر ضرورت وحدت و انسجام ملی در شرایط کنونی تاکید کردند و اظهار داشتند: این همایش در شرایطی برگزار میشود که جهان اسلام بیش از هر زمانی نیاز به وحدت و انسجام دارد. لذا وظیفه همه مسلمانان است که در راستای وحدت تلاش کنند.
امام جمعه اهلسنت زاهدان در این همایش که با حضور علمای شیعه و سنی، تعدادی از نمایندگان منتخب مجلس دهم، فرمانداران، اساتید دانشگاه، معتمدین و ریشسفیدان و اقشار مختلف مردم برگزار شد، در خصوص توطئههای دشمنان اسلام در عصر حاضر هشدار دادند و گفتند: برنامهها و توطئههایی که امروزه از سوی یهود و نصارا و دشمنان علیه اسلام وجود دارند، به مراتب بیشتر از توطئههای دشمنان در صدر اسلام است.
ایشان خاطرنشان کرد: دشمنان برنامه حذف اسلام را در ذهن میپرورانند؛ ﴿یُرِیْدُونَ لِیُطْفِئُوْا نُورَ اللهِ بِأَفْوَاهِهِمْ﴾، آنها با تبلیغات و تهاجم وسیع فرهنگی میخواهند اسلام را از بین ببرند. دشمنان از روشهای مختلف برای ترویج بیبندوباری اخلاقی در جامعه استفاده میکنند. اکثریت قریب به اتفاق شبکههای ماهوارهای در راستای ترویج فساد و از بین بردن بنیان خانوادهها فعالیت میکنند. ترویج فساد و فحشا در جامعه اولین برنامه و توطئهی دشمنان است.
مدیریت دارالعلوم زاهدان از «اختلاف» به عنوان دومین توطئه دشمنان یاد کردند و گفتند: از دیگر طرحها و توطئههای دشمنان برای نابودی اسلام ایجاد اختلاف بین مسلمانان است. آنان در جایی که قومیت مطرح است اختلافات قومیتی، و در جایی که مذهب پررنگ است، موضوعات مذهبی را برجسته میکنند، یا اینکه اختلافات حزبی و جناحی را دستاویزی برای ایجاد اختلاف قرار میدهند. لذا همه ما باید هوشیار باشیم. اختلاف و تفرقه برای تمام فرق و گروهها ضرر دارد. اختلاف و تفرقه راه نفوذ دشمن را هموار میکند.
امام جمعه اهلسنت زاهدان از «وحدت و امنیت کشور و استان» ابراز خرسندی کردند و خاطرنشان نمودند: الحمدلله امروز وحدت و امنیت در ایران بهتر از سایر مناطق است. به برکت بیداری علما، مسؤولین و تلاش اقشار مختلف مردم، استان سیستان و بلوچستان در امنیت بهسر میبرد. البته نگاه رهبری و دولت به اقوام و مذاهب در بهوجودآمدن وحدت تأثیر به سزایی دارد. مردم از این امینت و وحدت حمایت میکنند و در این زمینه همکاری دارند.
ایشان بر «پیگیری مشکلات از مسیر قانونی» تأکید کردند و اظهار داشتند: گفتمان و مسیر قانونی بهترین راه رسیدن به حقوق و پیگیری مشکلات است. علما، نمایندگان، فرمانداران، معتمدین و دانشگاهیان باید مشکلات را منعکس کنند.
امام جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه افزودند: همه ما ایرانی هستیم و ایران وطن ماست. امنیت و تمامیت ارضی کشور و رسیدن به حقوق قانونی برای ما مهم و حیاتی است. الحمدلله بسیار جای خرسندی است که مردم ایران منطق گفتمان دارند و بین شیعه و سنی وحدت وجود دارد. ما بارها اعلام کردهایم که شیعه و سنی برای ما هیچ تفاوتی ندارد، حتیٰ شاید اگر در جایی که برادران شیعه در اقلیت قرار دارند و به آنها ظلم میشود، بیشتر نگران بشویم.
مولانا عبدالحمید در ادامه سخنانشان در این همایش، ضرورت «دوری از افراطگرایی» را مورد تأکید قرار دادند و گفتند: همه ما باید به امت واحده بیندیشیم. علمای شیعه و سنی، اندیشمندان، نویسندگان و… بهجای اندیشههای مذهبی و گرایشی، باید به وحدت شیعه و سنی و حتی به منافع تمام مسلمانان فکر کنند. تمام مذاهب و گرایشهای اسلامی باید به مشترکات چنگ بزنند و از اختلاف و تفرقه بپرهیزند. افراطگرایی و اختلاف خطرناک است و عوارض ناگواری در پی دارد، اوضاع نابسامانی که امروزه کشورهای اسلامی با آن مواجه هستند نتیجه اختلاف و دودستگی است.
عالم برجسته اهلسنت کشور به حمله تروریسی اخیر لاهور اشاره کردند و ضمن محکوم کردن این حمله خاطرنشان ساختند: تندروی و افراطگرایی برای پیروان تمام ادیان (یهودیت، مسیحیت و اسلام) ضرر دارد. مسلمانان نباید گرفتار افراطگرایی و تکفیر باشند. افراطگرایی و تکفیر مسلمانان نتیجه بیعلمی و فاصله از تعالیم دین است.
ایشان یادآور شدند: دین اسلام با هر کافری نمیجنگد. اسلام و مسلمانان برای غیرمسلمانان دنیا تهدید نیستند، بلکه اسلام تهدیدی برای ظلم، زورگویی و کسانی که منطق صلح و گفتمان ندارند، محسوب میشود. اسلام دین عدالت است. اجرای عدالت ضامن امنیت و بقای هر نظام و دولتی است. ظلم و بیعدالتی خطری است که هر نظام و دولتی را تهدید میکند.
ایشان تأکید کردند: جنگ راه حل مقابله با افراطگرایی نیست، بلکه تروریزم را بیشتر میکند و گسترش میدهد. آمریکا و اروپا از طریق بمب و حملات نظامی میخواهند با افراطگرایی و تروریزم مقابله کنند، درحالیکه این گزینه سبب انتشار بیشتر تروریزم در جهان شده است.
ایشان خاطرنشان کردند: مذاکره و گفتمان، آشتی ملی و تشکیل حکومتهای ملی و فراگیر و توجه به خواستههای برحق ملت راه مبارزه با افراطگرایی و برونرفت از بحرانهای موجود است. در کشورهایی که گروههای افراطی وجود دارند که اعتقادی به گفتمان و منطق ندارند، باید ملت همان کشور، بدون دخالت مستقیم خارجیها با آنها مبارزه کنند و آنان را منزوی نمایند.
شیخالاسلام مولانا عبدالحمید در پایان از «مولوی عبدالصمد کریمزایی»، امام جمعه مسجد الزهراء ایرانشهر، و سایر برگزارکنندگان این همایش تقدیر و تشکر نمودند. منبع .سنت انلاینl
برچسب:
نویسنده: شهرایی
مولانا سیدعبدالصمد ساداتی با بیان اینکه سبب اختلاف سیاستهای کشورها مردم بیگناه قربانی می شوند ، اوضاع سرزمین های اسلامی از جمله فلوجه عراق و بسیاری از شهرها در سوریه و یمن را اسفناک و تکان دهنده توصیف کرد.
امام جمعه اهل سنت سراوان در خطبه های نماز جمعه این هفته (۱۳/۰۱/۹۵) رشد افراط گرایی و تروریسم در سالهای اخیر را نتیجه وضعیت حاکم در جهان امروز دانست و اظهار داشت :همانطور که تروریستها مردم می کشند همین طور به بهانه مبارزه با تروریسم مردم بیگناه با بدترین شیوه هدف و مورد شکنجه قرار می گیرند که در واقع موجب رشد و گسترش تروریسم است.
مولانا ساداتی در ادامه عنوان کرد: اسلام دین صلح، سلامتی و همزیستی با تمام ملل جهان است ، حقوق همه ادیان و مذاهب را محفوظ می شمارد، حفظ جان، مال،آبرو، کسب و معاش و عقیده از ضروریات اولیه است که نباید مورد هدف سوء قرار گیرد، برای هیچ مسلمانی جایز نیست که بخاطر عقیده و اختلاف دین غیر مسلمانی را اجبار به پذیرش اسلام کند.
خطیب جمعه اهل سنت سراوان در اشاره به حادثه تروریستی در لاهور پاکستان ابراز داشت: حادثه اسفناک تروریستی در شهر لاهور پاکستان که بر اثر آن تعدادی از مسلمانان وغیر مسلمانان از جمله زنان و کودکان کشته شدند عملی است جنایتکارانه که هیچ توجیهی ندارد، حادثه تروریستی بروکسل باشد یا لاهور،سوریه و عراق همه اینها محکوم ، عمل حرام و برخلاف شرع مقدس اسلام هستند.
مولانا ساداتی در ادامه با اشاره به گزارش های خبری از اوضاع مردم فلوجه در عراق اظهار داشت: گزارش های خبری از اوضاع مردم فلوجه در عراق بخصوص زنان، کودکان که بر اثر گرسنگی جلوی چشمان مادرانشان می میرند و ماه ها در محاصره گروههای افراطی خشونت طلب هستند و خانواده ها برای رهایی از این عذاب وحشتناک اقدام به خودکشی دست جمعی کرده اند تکان دهنده است و امروز بسیار مایه تاسف است سبب اختلاف سیاستهای کشورها مردم بیگناه قربانی می شوند ،در بسسیاری از شهرهای سوریه و یمن نیز مردم با چنین وضعیت تکان دهنده و دشوارمواجه هستنند.
مدیر حوزه علمیه دارالعلوم سراوان (زنگیان) با اشاره به اشغال سرزمین های اسلامی و بیان اینکه باوضعیت که بر جهان امروز حاکم است مشکلات فقط با گفتگو حل نمی شود تصریح کرد: دنیای امروز دنیای زور و قدرت است، با سیطره زورمندان و مستکبران سرزمینهای ضعیفان اشغال شده ، بلاها و مصائب بر سر آنها آورده اند اگر حل مشکلات جهان امروز فقط با گفتگو بود، با گذشت سالها مشکلات کشمیر، فلسطین و چچن حل می شد و سوریه به این وضع و حال نمی رسید ، رژیم صهیونیستی مدعی سرزمینهای اسلامی از نهر تا بحر است اعتقادی به گفتگو ندارد و هر روز بر زرادخانه های خود می افزاید و اعتنایی به قطعنامه ها هم ندارد، قطعنامه های های سازمان های بین المللی عنوان زور دارد که بر ضعفا تحمیل می شود ،هر کشوری که بنیه دفاعی قوی داشته باشد دشمن نمی تواند تجاوز و تعرض کند، سلاح در اسلام فقط برای جنگ نیست بلکه عامل بازدارنده دشمن از تجاوز است، گفتگو و مذاکره از مواضع قدرت موثر خواهد بود.
رسانه ها و خبرگزاری ها از سخنان علما برداشت صحیح داشته باشند
مولانا ساداتی در بخشی از سخنان با تاکید بر اینکه رسانه ها از سخنان علما برداشت صحیح داشته باشند اظهار داشت:سایتهای خبری وظیفه دیانت و امانت را مدنظر قرار داده واز صحت و سقم خبراطمینان حاصل کنند، تحریف و برداشت نادرست از سخنان علماء هرگز خدمت به جامعه نیست، در واقع علما هزینه سنگینی را متحمل شده و وقت گرانبها و فرصتهای ارزشمند خود را وقف اجتماع کرده اند تا از انحرافات و تنشها در جامعه جلوگیری شود، در مقابل افراط گرایی و تشویش اذهان ایستاده اند وبر حفظ امنیت و توسعه استان با هم اندیشی مسولین تلاش بی وقفه داشته اند ، علمای مطرح استان همیشه داعی وحدت ، همبستگی و راهنمایی صحیح جامعه هستند.d Here *
منبع .دارالقران
برچسب:
نویسنده: شهرایی
عصر امروز نشست زمین در خیابان مولوی سبب انسداد بخشهایی از این خیابان شد.
به گزارش خبرنگار حوادث ایسنا، حوالی ساعت ۱۹:۳۰ امروز ریزش بخشهایی از خیابان مولوی حد فاصل میدان محمدیه و قیام، دستگاههای امدادی و انتظامی را به محل کشاند.
در پی این حادثه به کسی آسیبی نرسید اما گودالی به قطر بیش از یک متر و عمق حدود پنج متر در خط ویژه عبور اتوبوسهای تندرو ایجاد شد.
سرهنگ حسن عابدی جانشین رئیس پلیس راهور تهران بزرگ در اینباره به ایسنا گفت: پس از اعلام نشست خیابان، عوامل راهور به محل اعزام شدند و هم اکنون نیز در این محل حضور دارند. محل حادثه مسیر شرق به غرب خیابان مولوی صد متر مانده به میدان محمدیه است و در این محدوده مسیر خط ویژه و یک لاین از مسیر عبور خودروهای سواری تا پایان عملیات مسدود شده است.
به گفته عابدی احتمالا انسداد موقتی مسیر تا صبح فردا رفع شود.
به گزارش ایسنا، محل مذکور در مجاورت کارگاه خط هفت متروی تهران است اما تاکنون مشخص نشده که ترکیدگی لوله گاز باعث این حادثه شده یا ریزش زمین به کارگاه مترو مربوط است اما این حادثه منجر به شکستن لوله گاز شده و عوامل شهرداری، شرکت گاز، آتش نشانی، پلیس راهور و … در محل حضور دارند.
منبع خبرکزاری ایسنا
برچسب:
نویسنده: شهرایی
إستفتاء : بنده به دلیل داشتن حساسیت فصلی (پیش از پانزده سال)وکشیدن بینی ام به صورت مداوم به سمت پایین ،دچار تغییر شکل وفرم بینی شده ام وافتادگی بیش از حد آن به نحوی است که موجب تمسخر برخی از دوستانم قرار می گیرم ضمن اینکه انحراف بینی وسینوزیت نیز پیدا کرده ام وهر روز صبح که از خواب بیدار می شوم سنگینی بینی ام را مانند کوهی روی صورتم احساس می کنم. در صورت عمل جراحی علاوه از این که بینی ام به حالت اولیه بر می گردد در عین حال کوچکتر نیز می شود.آیا از لحاظ شرعی عمل جراحی فوق اشکال دارد یا خیر؟
جواب: در صورت مسئوله: البته اگر قصد زینت چهره را داشته باشد پس جائز نیست. واگر قصد همان است که شما نوشته اید یعنی علاج ومعالجه وضمنا بینی کوچک می شود پس جواز دارد.
وفی الهندیه: إذا أراد الرجل أن یقطع إصبعا زائده أو شیئا آخر قال نصیر رحمه الله تعالى إن کان الغالب على من قطع مثل ذلک الهلاک فإنه لا یفعل وإن کان الغالب هو النجاه فهو فی سعه من ذلک رجل أو امرأه قطع الإصبع الزائده من ولده قال بعضهم لا یضمن ولهما ولایه المعالجه وهو المختار ولو فعل ذلک غیر الأب والأم فهلک کان ضامنا والأب والأم إنما یملکان ذلک إذا کان لا یخاف التعدی والوهن فی الید کذا فی الظهیریه . من له سلعه زائده یرید قطعها إن کان الغالب الهلاک فلا یفعل إلا فلا بأس به کذا فی خزانه المفتین . (الفتاوی العالمگیریه المعرف به ا لفتاوى الهندیه ، الباب الحادی والعشرون، فیما یسع من جراحات بنی آدم و الحیوات وقتل الحیوانات وما لا یسع من ذلک ، ج ۵ /۳۶۰)
وفی تکمله فتح الملهم: وأما قطع الإصبع الزائده و نحوها فإنه لیس تغییراَ لخلق الله ، و إنه من قبیل إزاله عیب أو مرض، فأجازه أکثر العلماء خلافاَ لبعضهم (تکمله فتح الملهم شرح صحیح المسلم ، تألیف علامه محمد تقی عثمانی،باب التحریم فعل الواصله و الموستوصله ج۴/۱۱۶)
وفی المفصل فی أحکام المرأه:یجوز قطع العضو المؤذی والمؤلم ، أوالذی یخشی ضرره بجسم المریض أو بحیاته بسسبب سریان ضرره وعداوه إلی أعضاء جسم المریض ، وبالتالی قد یودی الی موت المریض بل إن الفقیه ابن حزم قال بجواز ذلک حتی بدون إذن المریض فقد قال رحمه الله تعالی (فمن قطع یدا فیها آکله أو قطع ضرساَِ وجعه أو متآکله بغیر إذن صاحبها فینظر :فإن قامت بینه او علم الحاکم أن تلک الید لایرجی لها برؤ ، ولاتوقف وأنها مهلکه ولابد ، ولادوا ء لها الا القطع ، فلاشی عل القاطع ، وقد أحسن لأنه دواء،وقد امر رسول الله صلی الله وعلیه وصلم بالمداواه ، (المفصل فی احکام المراه والبیت المسلم ،ج۳/۱۳۳)
والله أعلم بالصواب
منبع: رحمت عالم
برچسب:
نویسنده: شهرایی
خطیب جمعه اهلسنت زاهدان با اشاره به حملات خونین در پایتخت بلژیک که جان دهها تن را گرفت، این حادثه را مایه تاثر و تاسف دانستند.
به گزارش سنت آنلاین به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دفتر امام جمعه اهلسنت زاهدان، شیخالاسلام مولانا عبدالحمید در مراسم نماز جمعه (۶ فروردین ١٣٩۵) با اشاره به حملات انتحاری که هفته قبل در بلژیک رخ داد، اظهار داشتند: حملههای انتحاری که اخیرا در بلژیک رخ داد و باعث تلفات و خساراتی شد، همه مسلمانان بلکه همه جهانیان از آن متاثر شدند. پیش از این چنین حادثهای در فرانسه رخ داد و درآینده نیز قابل پیش بینی نیست که چه حوادثی پیش بیاید.
ایشان با تاکید بر اینکه «مسلمانان با افراطگرایی مخالف هستند»، تاکید کردند: مسلمانان دنیا در هیچ جایی راضی به افراطگرایی نیستند، بلکه همواره افراطگرایی را هرجایی که باشد ملامت کردهاند.
امام جمعه اهلسنت زاهدان تهاجم و حملات نظامی را «منطق قرون وسطایی» خواندند و افزودند: بارها توصیه کردیم و دیگران هم توصیه کردهاند که جنگ در دنیای کنونی راه حل نیست. تهاجم و حملات نظامی منطق قرون وسطی بودهاند و در قرن حاضر جایگاهی ندارند.
ایشان با تاکید بر بینتیجه بودن «منطق جنگ و تهاجم نظامی در خاورمیانه» افزودند: منطق جنگ و تهاجم نظامی در خاورمیانه بینتیجه است، برای اینکه حرکتهایی که در خاورمیانه و کشورهای اسلامی پدید آمده در اثر بیداری اسلامی بهوجود آمدهاند. این حرکتها اکثرا مردمی هستند و خواستهشان آزادی و اجرای عدالت است. اینها را نمیشود با سرکوب و حمله نظامی مهار کرد.
مولانا عبدالحمید ضمن انتقاد از سیاست غلط آمریکا و ابرقدرتهای جهان در مبارزه با تروریزم، خاطر نشان کردند: آمریکا و تمام ابرقدرتهای شرقی وغربی در اشتباهاند که فکر میکنند میتوان با حمله نظامی بحران کشورهایی را که ملتهایشان قیام کردهاند، مهار کرد. این سیاست نادرست است و سبب رشد تروریزم و افراطگرایی در منطقه میشود و ثبات منطقه و جهان را به هم میزند.
ایشان افزودند: جنگ و بمباران راه حل نیست؛ بلکه مذاکره، گفتمان، اجرای عدالت، تشکیل حکومتهای فراگیر و ملی، و شنیدن حرف مردم و مظلومان بهترین راهحل است. باید حرف ملت فلسطین شنیده شود و آنها به عدالت دست یابند. تا زمانیکه دنیا به عدالت، خواستههای بهحق مردم و مذاکره و گفتمان تن ندهد، ناامنیها مهار نمیشوند. باید ابر قدرتها اجازه دهند که مردم کشورهای بحرانزده خودشان تصمیم بگیرند. جنگ سبب فساد و ریختن خون انسانهای بیگناه میشود.
عالم برجسته اهلسنت کشور با اشاره به جنایات گذشته قدرتهای بینالمللی در منطقه اظهار داشتند: آمریکا و متحدانش پیش از این به افغانستان و عراق حمله کردند و تنها دستاورد آنها بیثباتی، نابودی دارایی مردم و تخریب زیرساختهای این کشورها بوده است.
مولانا عبدالحمید عقبنشینی روسیه از سوریه را ”اقدام عاقلانهای“ توصیف کردند و گفتند: اقدام روسیه مبنی بر بیرون کردن بخشی از نیروهایش از سوریه عاقلانه بود. گرچه سیاست پیشین و تهاجم نظامی به سوریه اقدام نادرستی بود، اما این کشور به اشتباهش پی برد و به این نتیجه رسید که جنگ راه حل نیست.
ایشان با اشاره به بحران سوریه، عراق و یمن، به مردم این کشورها توصیه کردند: مردم سوریه، عراق و یمن باید با هم بنشینند، مذاکره کنند و با تشکیل حکومتهای فراگیر مشکل خود را حل کنند. همه کشورهای بحرانزده مشکلات خودشان را از طریق گفتمان و منطقی حل کنند. همچنین قدرتهای مطرح جهان و کشورهای منطقه باید کمک کنند تا ملتهای بحرانزده اختلافاتشان را حل کنند.
مدیر داراالعلوم زاهدان خطاب به ابرقدرتها اظهار داشتند: ما به تمام قدرتهای جهان توصیه میکنیم که جنگ راه حل نیست، جنگ سبب انتشار فساد و ناامنی و تحریب زیربناها میشود. در آتش جنگ خون انسانهای بیگناه ریخته میشود. جنگ باید متوقف شود و همه باید به مذاکره، گفتمان و رعایت حقوق مردم تن بدهند.
جمعه آینده در شهر بمانیدامام جمعه اهلسنت زاهدان با اشاره به تقارن جمعه آینده با روز ۱۳ فروردین گفتند: روز سیزدهم فروردین روز جمعه است. افرادی که بیرون از شهر میروند نمازجمعهشان فوت میشود. پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودهاند کسانی که دو جمعه را پشت سر هم در مییابند، گناهان بین دو هفتهشان بخشوده میشود. بهتر است که مردم شرکت در نماز جمعه را ترجیح بدهند. در آن روز هجوم مردم خیلی سنگین است. ترافیک و تصادف زیاد رخ میدهد و ممکن است خساراتی در پی داشته باشد.
بهترین توشه تقواستمولانا عبدالحمید در بخش دیگری از سخنانشان در جمع نمازگزاران زاهدانی با اشاره به اهمیت تقوا و ضرورت فرمانبرداری از خداوند متعال گفتند: بهترین توشه تقواست که سبب نجات میشود. فراموش نکنید همه چیز از بین میرود؛ خداوند متعال فرموده است: ﴿وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ وَاتَّقُونِ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ﴾، همه ما مسافریم به سوی پروردگار و راهی آخرت و حساب و کتاب هستیم. در مسیر راه ما جنت و جهنم قرار دارد. بهترین توشه که می تواند سبب رضایت پروردگار شود و ما را به سعادت دنیا و آخرت برساند تقوا و فرمانبرداری از خداوند متعال است.
همچنین، امام جمعه اهلسنت زاهدان حضور حضرت شیخالحدیث مولانا محمد یوسف حسینپور، شیخ محمد علی امینی، مدیر مجتمع علمی فرهنگی «سلطانالعلماء» بندر لنگه و دانشآموختگان خراسانزمین دارالعلوم زاهدان را در مراسم نماز جمعه اهلسنت زاهدان گرامی داشتند.
ایشان در پایان، ضمن گرامیداشت روز جمهوری اسلامی (١٢ فروردین)، این روز را به ملت و دولت تبریک گفتند.
منبع: سنت آنلاین
برچسب:
نویسنده: شهرایی
دادگاه عالی بنگلادش ضمن رد دادخواست برخی اقلیتهای مذهبی در این کشور، به ابقای اسلام در جایگاه دین رسمی بنگلادش رأی داد.
تیم سه نفره قضات این پرونده تنها با گذشت لحظاتی از شروع دادگاه و بدون انجام تشریفات مرسوم قضایی، دادخواست مطرح شده برای حذف اسلام از جایگاه دین رسمی این کشور را رد کرد.
شماری از گروههای سکولار بنگلادش از چندی قبل طوماری را امضا کرده بودند که در آن از دولت این کشور میخواست اسلام دیگر دین رسمی بنگلادش نباشد.
ارائه این دادخواست به دادگاه عالی بنگلادش موجی از اعتراضها را در این کشور با جمعیت ۹۰درصد مسلمان موجب شده بود.
پیشتر حزب «جماعت اسلامی»، به عنوان بزرگترین حزب اسلامی بنگلادش خواهان اعتصاب سراسری مسلمانان این کشور در اعتراض به این اقدام شده بود.
بنگلادش پس از استقلال از پاکستان در سال ۱۹۷۱ میلادی، به صورت رسمی به عنوان یک حکومت سکولار شناخته شد.
با این حال «حسین محمد ارشاد»، حاکم بنگلادش در سال ۱۹۸۸ میلادی، اسلام را به عنوان دین رسمی این کشور انتخاب کرد.
( سنی آنلاین )
برچسب:
نویسنده: شهرایی
اوّلین هتل محصولات حلال در تایلند افتتاح شد. مقامات تایلندی انتظار دارند که بسیاری از گردشگران مسلمان به این هتل رو بیاورند.
به گزارش سنت آنلاین به نقل از الألوکه، این هتل ”میروس“ نام دارد و در منطقهی مسلمان نشین بانکوک واقع شده است. هتل جدید میروس، دارای ۲۴۲ اتاق است و طبقهی مخصوصی هم برای خانمها در نظر گرفته شده است. دارای نمازخانه و رستوران حلال است و استخرهای مستقل و تفکیک شدهای برای شنای زنان هم وجود دارد.
رئیس هتل میگوید: ما امیدواریم که گردشگران را از کشورهای مختلف مانند فرانسه، آلمان، اتریش، سوئد، فنلاند و نروژ که آمار مسلمانانشان زیاد است، به اینجا بکشانیم.
گفتنی است که ”مرکز حلال گلف“ گواهینامهی حلال را به این هتل اعطا کرده است
منبع: سنت آنلاین
برچسب:
نویسنده: شهرایی
مولانا سید عبدالصمد ساداتی با اشاره به معضل بیکاری و معیشت مردم ، نگاه یکسان و رسیدگی جدی دولت را خواستار شد.
امام جمعه اهل سنت سراوان در خطبه های نماز جمعه این هفته (۲۸اسفند۹۴) طی سخنانی اظهار داشت : بحث و جدلهای سیاسی و جناحی دردی را دوا نمی کند بعد از پایان انتخابات و آنچه مردم وظیفه داشتند به نحو احسن انجام دادند پاسخ به مردم ، رسیدگی جدی دولت به وضع اقتصاد و معیشت مردم است ، معضل بیکاری و مهارتورم و کنترل گرانی بی رویه و آنچه مایحتاج مردم است باید به طور جدی در دستور کار قرار گیرد، مردم امروز از دو معضل فقر و بیکاری به شدت مردم رنج می برند، احقاق حقوق شهروندی مشروع و بهره مندی از اصل های قانون اساسی و مدنی و توجه و نگاه یکسان دولتمردان موجب توسعه متوازن ، تحکیم وحدت و امنیت بیشتر خواهد شد.
مولانا ساداتی با اشاره به نرخ بالای بیکاری در استان تصریح کرد: بیکاری، فقر ، فساد و تبعیض ، معظلات و ناهنجاریهایی را در پی دارد ، مردم بیکار برای نیاز زندگی خود دست به هر کاری می زنند موجب نا امنی می شود و برخی از افراد به دام باندهای قاچاق می افتند که نتیجه آن امروز داغدار شدن بعضی از خانواده ها و از دست دادن عزیزانشان است.
خطیب جمعه اهل سنت سراوان خاطرنشان کرد :کشور ایران به صورت طبیعی فقیر نیست اما نیازمند تدبیر و برنامه ریزی صحیح اقتصادی از سوی مسولان است،رفع فقر و محرومیت و ایجاد اشتغال باید در اولویت قرار گیرد فقر انسانها را به فساد و کفر می کشاند امروز فقر بیداد می کند دلیلی نیست که مشکلات را بر سلف و گذشتگان انداخت و خود را بری الذمه قرار داد این عنوان هرگز جواب درست و راه حل نیست، هر مسئولی در دایره مسئولیت خود نباید با این عنوان جوابگوی مردم باشد.
مولانا ساداتی عنوان کرد: پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم همواره با دعای (اللهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْکُفْرِ وَالْفَقْرِ) از فقر و کفر به الله تعالی پناه می جست ، (کَادَ الْفَقْرُ أَنْ یَکُونَ کُفْراً ) فقر را در آستانه قرار گرفتن به کفر عنوان کرد فقر انسانها را به کفر می کشاند.
مدیر دارالعلوم سراوان (زنگیان) ابراز داشت: در شهرستانهای مرزی مرز یک نعمت و فرصت است که از آن جهت رونق تجارت و تقویت اقتصاد می توان استفاده کرد و ساماندهی تجارت برای عموم مردم مرزنشین باشد و فقط دید امنیتی نباشد.
مولانا ساداتی با اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب در اولویت قرار دادن اقتصاد و معیشت از سوی مسئولان دولتی گفت: مقام معظم رهبری در شرایط کنونی سه وظیفه و اولویت اصلی، راه حل مشکلات اقتصادی کشور، پیشرفت علمی و مصون سازی فرهنگی را مورد تاکید قرار داد که مورد توجه مسولان دولتی قرار گیرد که سه اولویت اصلی دولت باشند.
امام جمعه اهل سنت سراوان افزود: منتخبان مردم در مجلس با هماهنگی و برنامه ریزی نتیجه بخش در این موارد توجه داشته باشند تا شعارهای انتخاباتی رئیس جمهور محترم در موارد مختلف در زندگی مردم تحقق پیدا کند.
مولانا ساداتی همچنین ، صنایع نظامی ، ظرفیتها و توان موشکی کشور را که قابلیت دفاعی دارند غیرقابل مذاکره و خط قرمز نظام و ملت ایران دانست.
وی در پایان با اشاره به تعطیلات پیش رو و آمدن مسافران به شهرستان اظهار داشت:شهرستان سراوان شهر فرهنگ، علم و هنر است باید برای حفظ این افتخارات پیش قدم و کوشا شد در این تعطیلات پیش رو میهمانانی از نقاط دیگر کشور می آیند با رفتار مهمان نوازی که شما دارید از آنها پذیرایی خواهید کرد، در پاکیزگی و نظافت شهر و سروسامان دادن آن همه شهروندان شریک و سهیم اند طوری نباشد که چهره شهر و سابقه فرهنگی و مهمان نوازی مردم بلوچ مخدوش گردد و نیز شهرداری ، هلال احمر و همه ادارات با هم همکاری و هماهنگی داشته باشند.
منبع: ندای سنت
برچسب:
نویسنده: شهرایی
دانشگاه های سه شهر برلین، دورتموند و دیسبورگ آلمان نمازخانه ها را به بهانه نگرانی های امنیتی و آنچه رفع بی عدالتی و تبعیض بین دانشجویان مسلمان و پیروان سایر ادیان خواندند، تعطیل کردند، «کریستین تامسون» رییس دانشگاه برلین اوایل ماه جاری در گفت و گو با روزنامه «زودویچه» آلمان گفت این دانشگاه در تاریخ ۱۴ مارس (۲۴ اسفند) نمازخانه این دانشگاه را تعطیل کرد، زیرا در برلین به اندازه کافی محل عبادت برای مسلمانان وجود دارد. وی همچنین بر جدایی دانشگاه و مذهب تاکید کرد.
ماه گذشته نیز دانشگاه شهر دیسبورگ آلمان با ادله مشابهی از بستن قریب الوقوع نمازخانه های این دانشگاه خبر داد و گفت: نمازخانه این دانشگاه ۲۰ سال پیش و در شرایطی که تعداد مساجد در این شهر اندک بوده است، تاسیس شد. دانشگاه شهر دورتموند نیز در ماه فوریه (بهمن) و به بهانه انتقاد برخی از دانشجویان از رفتار همکلاسی های خود که از این محل برای عبادت استفاده می کنند، نماز خانه این دانشگاه را تعطیل کرد.
تصمیم تعطیلی نمازخانه این دانشگاه در حالی اجرایی شد که دانشجویان مسلمان طوماری را که به امضای حدود ۴۰۰ نفر رسیده است، در مخالفت با آن تهیه کرده اند. در این طومار بستن نمازخانه های نژادپرستی ضد اسلامی و تبعیض توصیف شده است.
از زمان حملات تروریستی ۱۳ نوامبر (۲۲ آبان) در پاریس، پایتخت فرانسه که بیش از ۱۳۰ کشته بر جای گذاشت، کشورهای اروپایی تدابیر امنیتی خود را تشدید کرده اند و به بهانه مقابله با حملات تروریستی فشار بر جامعه مسلمانان را تشدید کرده اند.
منبع: ایرنا
برچسب:
نویسنده: شهرایی
پایبند بودن به دین اسلام بر دو عنصر بسیار مهم قرار گرفته است وآنهم :
پذیرفتن واطاعت کردن از فرمایشات شارع .
منکر شدن وکافر شدن به آئین وعقائد باطل ونادرست .
واز آنجائیکه أعیادی مانند : عید نوروز وکریسمس وغیره از آئین ومقدسات غیر اسلامی بشمار می آید واجب است هر فرد مسلمان منکر این نوع عیدها باشد .
زیرا جشن گرفتن وشاد بودن به این نوع عیدها مانند اینست که شخص آنها را پذیرفته باشد در حالیکه در دین اسلام دو عید بیشتر وجود ندارد وآنهم عید فطر وقربان همانگونه که در حدیثی که أبو داود (۱۱۳۴) ونسائی (۱۵۵۶ از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت کرده اند که فرموده است :
” عَنْ أَنَسٍ رضی الله عنه قَالَ قَدِمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ الْمَدِینَهَ وَلَهُمْ یَوْمَانِ یَلْعَبُونَ فِیهِمَا ، فَقَالَ : مَا هَذَانِ الْیَوْمَانِ ؟ قَالُوا : کُنَّا نَلْعَبُ فِیهِمَا فِی الْجَاهِلِیَّهِ . فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ : ( إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَبْدَلَکُمْ بِهِمَا خَیْرًا مِنْهُمَا : یَوْمَ الْأَضْحَی ، وَیَوْمَ الْفِطْرِ ) وصححه الألبانی فی السلسله الصحیحه (۲۰۲۱).
زمانیکه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وارد مدینه شدند مشاهده کردند أهل مدینه دو روز در سال را بعنوان عید اعلام کرده اند ودر آن جشن ومراسم برگزار می کنند که از آن پرسید وگفتند این روزی است که ما در آن جشن می گیریم
رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند : ” پروردگار دو روز بهتری را برایتان قرار داده است وآنهم عید فطر وقربان است “
ذهبی رحمه الله درکتاب “التمسک بالسنن والتحذیر من البدع” گفته است:
” أما مشابهه الذِّمه فی المیلاد ، والخمیس ، والنیروز ، فبدعه وحشه“
شباهت با کفار در عید میلاد وپنچ شنبه ( که از عید نصاری محسوب می شود )وعید نوروز از جمله ی بدعتها دور از اسلام بشمار می رود .
وروی عن عبد الله بن عمر رضی الله عنهما أنه قال : من مر ببلاد الأعاجم فصنع نیروزهم ومهرجانهم وتشبه بهم حتی یموت وهو کذلک , حشر معهم یوم القیامه .
از عبدالله ابن عمر وارد شده است که فرمودند :
” اگر شخصی به شهرهای عجمها ( ایرانیان وغیره) سفر کرد ومانند ایشان در نوروز وعیدهایشان شرکت کرد وبه ایشان شباهت نمود وبر همین وضعیت باقی ماند تا از این دنیا رفت پس روز قیامت همراه ایشان حشر خواهد شد .
همچنین قاضی خان فرموده است : “رجل اشتری یوم النیروز شیئا لم یشتره فی غیر ذلک الیوم : إن أراد به تعظیم ذلک الیوم کما یعظمه الکفره یکون کفرا , وإن فعل ذلک لأجل السرف والتنعم لا لتعظیم الیوم لا یکون کفرا . وإن أهدی یوم النیروز إلی إنسان شیئا ولم یرد به تعظیم الیوم , إنما فعل ذلک علی عاده الناس لا یکون کفرا . وینبغی أن لا یفعل فی هذا الیوم ما لا یفعله قبل ذلک الیوم ولا بعده , وأن یحترز عن التشبه بالکفره” .
شخصی چیزی را فقط در روز نوروز می خرد وآن چیز را در غیر از آن روز نمی خرد اگر نیتش تعظیم آن روز باشد همانگونه که کفار آن را تعظیم می کنند کفر خواهد بود واگر به قصد ترفه باشد کفر بشمار نمی رود واگر هدیه ی به شخصی داد نه بقصد بزرگداشت آن روز فقط به قصد عادت وتقلید مردم انجام داد کفر نخواهد بود وشایسته است آن فعل را درآن روز انجام ندهد واز مشابهت با کفار بپرهیزد .
شیخ ابن جبرین حفظه الله فرموده است : ” لا یجوز الاحتفال بالأعیاد المبتدعه کعید المیلاد للنصاری ، وعید النیروز والمهرجان ، وکذا ما أحدثه المسلمون کالمیلاد فی ربیع الأول ، وعید الإسراء فی رجب ونحو ذلک ، ولا یجوز الأکل من ذلک الطعام الذی أعده النصاری أو المشرکون فی موسم أعیادهم ، ولا تجوز إجابه دعوتهم عند الاحتفال بتلک الأعیاد ، وذلک لأن إجابتهم تشجیع لهم ، وإقرار لهم علی تلک البدع ، ویکون هذا سبباً فی انخداع الجهله بذلک ، واعتقادهم أنه لا بأس به ، والله أعلم ” برگرفته از کتاب “اللؤلؤ المکین من فتاوی ابن جبرین” ص ۲۷
جشن گرفتن به عید بدعتگرایان مانند عید نصاری ( مسیحیان ) وعید نوروز وهمچنین جشنهائی مانند مولود پیامبر که در ربیع الاول انجام می گیرد وجشن اسراء ومعراج ومانند آن جایز نبوده ویکی از أمور نوآوری در دین بشمار می آید .
وجایز نیست شخص از غذاهائی که نصاری ( مسیحیان ) وکفار ومشرکین به قصد جشن در آن روز آماده کرده اند بخورد وهمچنین جایز نیست در آن مراسم شرکت کند برای اینکه پذیرفتن دعوتشان دلگرمی برایشان خواهد بود وهمچنین تأئیدی خواهد براین نوع مراسمشان ومدرکی خواهد بود برای برخیهائی که معلومات شرعی ندارند وندانسته به استناد به حضور فلان شخص ایشان نیز حاضر شوند والله أعلم
برگرفته از کتاب “اللؤلؤ المکین من فتاوی ابن جبرین” ص ۲۷ .
منبع : فتاوای اهل سنت و الجماعت
برچسب:
نویسنده: شهرایی
سلام من بعد از یک سال از زایمان عادت ماهیانم شروع شده، پانزده روز بعد از عادت ماهیانه یک یا دو روز درمیان در مایع سفید لکه خون میبینم و یا دو روز بعد. از پایان عادت ماهیانه من حالا خیلى حالم بده دیگه نمیدونم اصلاً غسل و نمازم درست یا نه،دکتر هم میگه میتونه بعد از پنزده روز هم عادت ماهیانه داشت،حالا دکتر خودش هم مطمئن نیست چون من هیچوقت این حالتهارو نداشتم حالا شما از لحاظ شرعى خواهش میکنم با دقت نامه من رو بخونید و جواب بدید،شاید من هیچوقت غسل و نمازم درست نباشه ،کامل جواب بدید لطفاً،جزاکم الله خیرا
پاسخ :
شروع ایام عادت (حیض) و پایان آن علایمی دارد که بر اساس علایم به شروع حیض و قطع آن حکم می دهیم.
گرفتگی عضلات ، کمردرد و خروج مایع شبیه به رنگ خون حیض مقدمات شروع حیض هستند هرگاه کسی مشاهده کرد حیض او شروع شده و نباید نماز بخواند.
پایان یافتن حیض هم دو نشانه دارد . ۱_ خون اصلی قطع می شود و به دنبال آن مایع سفید رنگی خارج می شود و البته رنگش ممکن است بنابر احوال زنان متغیر هم باشد .
۲_ خشک بودن اندام خانم که می تواند آن را توسط پارچه یا دستمالی چک کند و از خشک بودن اطمینان حاصل نماید .
هرگاه یکی از این دو نشانه یافت شد حکم به قطع حیض داده می شود و این فرد باید غسل کند و نماز بخواند ، اما سوال اینجاست که اگر پس از این مرحله خونی جاری شد چکار باید کرد چنانچه در سوال به این نکته اشاره شده است ، پاسخ این است که هرگاه پس از پایان یافتن ایام حیض خونی جاری شد در حکم حیض نمی باشد هر چند داوم داشته باشد و لذا مانع نماز و روزه نیست و نیازی به غسل هم نیست ، چنین فردی شرعا معذور شناخته می شود و معذور بایستی برای هر نمازی تجدید وضو کند و نماز بخواند و اگر سر نماز خونی آمد ایرادی در نماز وارد نمی شود فقط برای نماز بعد مجدد وضو گرفته و با لباس تمیز نماز بخواند ، و منظور از لباس تمیز این نیست که لباس حتما عوض شوند بلکه کافی است محل نجاست شسته شود.
سوالات مرتبط:
قطع ایام عادت چه نشانه هائی دارد تا غسل انجام شود؟
آیا استفاده از سرمه و تمیزکردن گوش وضو و روزه راباطل میکند؟
آیا استنجا برای وضو شرط است ؟
مذی و منی کدام هستند ؟
حکم نماز خواندن در هنگام لکه بینی ایام بارداری
اگر جوهر روی دست باشد می توان وضو گرفت؟
اگر سر نماز لباس با شیئ نا پاکی آلوده شد چکار باید کرد؟
وسواس در وضو دارم لطفا راهنمائیم کنید
اگر کسی در قطرات باقیمانده ادرار شک کند راه حل چیست؟
آیا زنان ها و دختران مثل آقایان درخواب جنب میشوند؟
منبع -وااسلاماه
برچسب:
نویسنده: شهرایی